{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه ای تصور کن

لحظه ای تصور کن
مرا میان آغوشت
همین کافیست تا تمام شود هق هق شبهایی که آغوشم سرد بود!
دیدگاه ها (۴۰)

کافی نبود و نیستهزاران هزار سالتا بازگو کندآن لحظه‌ی گریخته‌...

تبعید کن مرا به ضیافت آغوشتونیایش دوست دارم هایبی مرز...#عاش...

سلام_امام_زمانم یا_ایها_العزیز... آقا مرا کنار خودت جای می د...

این کدا رو سیو کن 🔑یه روزی دقیقاً همون لحظه‌ای که لازمشون دا...

میانِ ابرِ آغوشت برایم خانه برپا کن...☁️🩵#مهربانو_پاییزی #عک...

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم ...

«مرد را می‌توان با زنی که دوست دارد شناخت؛ تصور کن! مرا با ت...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

دلبر جاندر زندان آغوشت دَفنم کنتا عاشقانه برایت جان دهمای تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط