{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مانده‌ام مهجور از او

من مانده‌ام مهجور از او

بیچاره و رنجور از او


گویی که نیشی دور از او

در استخوانم می‌رود...


سعدی
دیدگاه ها (۱۰)

بالاخره باید خنده های کسی چیزی را آب کند ...یا خنده های تو ق...

اینمممم شلوار و چادر بندری من ^___^ #بندرعباس#شلوار_بندری#چا...

تو ماه بودی و بوسیدنت...نمی دانیچه ساده داشت مرا همبلند قد م...

زیباترین دریاها دریایی است که هنوز بر آن قایقی نرانده ایم زی...

من مانده ام مهجور از او، بی چاره و رنجور از اوگویی که نیشی د...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

گر ما مقصریم تو بسیار رحمتیعذری که می‌رود به امید وفای توست#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط