p

p10

با حرص از جاش بلند شد ، گوشیش رو روی اپن گذاشت و توی آشپزخونه رفت
نون تست ها ، ماهیتابه های شامل مواد اسنک و پنیر پیتزا برداشت و روی اپن گذاشت
مواد رو با هم مخلوط کرد و ادویه زد
تو ذهنش به خودش میگفت ' درسته که اشپزیت افتضاحه ولی یه ادویه رو درست بزن'
تهیونگ که داشت دست هاش رو میشست و بغل اپن ایستاده بود نگاهش به گوشی کوک که یادش رفته بود صفحش رو قفل کنه خورد
کمی شک کرد ولی بعدش فهمید درست دیده ، اون عکس تهیونگ رو پس زمینه گوشیش گذاشته بود
نگاهشو از گوشی گرفت و بعد از خشک کردن دستاش کنار کوک ایستاد و توی گذاشتن مواد لای نون کمکش کرد
بعد از چند دقیقه که تهیونگ داشت نون ها رو داخل تستر میذاشت نگاهش به کوک خورد ، دوباره؟!
دوباره داشت اشک میریخت ولی انگار دیگه اشک ریختنش دست خودش نبود
نون دوم رو هم گذاشت و در تستر رو بست ،به طرف کوک رفت و از پشت بغلش کرد که مثل دفعه قبل باعث شد کوک اشک بیشتری بریزه
پسر بزرگتر به طرف خودش چرخوندش و با دستاش اشکاش رو پاک کرد
باید یه فکری برای کوک میکرد

"میخوای بجای اینکه روی میز بشینیم ، دوتایی توی سالن هم فیلم ببینیم هم غذا بخوریم؟هوم؟"

"ا‌‌...اره...م..میخوام...م...میشه...مث..ل...س..سینما...تاریک...با..شه؟"

"هرجور دوست داری..."

به طرف تستر برگشت و اسنکای اخر رو برداشت و توی سینی گذاشت ، سس های مورد نظرش رو مخلوط کرد و اویشن و فلفل زد و توی کاسه ی کوچیکی توی سینی گذاشت
اشپزخونه رو دور زد و سینی رو روی کاناپه گذاشت ، به طرف کوک برگشت و بهش گفت که چیپسای خلالی رو هم با خودش بیاره

اینبار نوبت پسر کوچکتر بود که فیلم انتخاب کنه ، نگاهشو به تهیونگ داد و لبخند خبیثانه ای نصارش(نصار؟نسار؟؟نثاااار؟؟) کرد
"
#تهیونگ #بی_تی_اس #طنز #فیک #فیک_تهیونگ #فیک_بی_تی_اس #عشق #ترسناک #taehyung #kimtaehyung #bts ##fake #jungkook #jin #jimin #rm #namjoon #jhope #suga #کیوت #کیپاپ #خاص #ویسگون #جونگکوک #نامجون #جیهوپ #جین #شوگا #جیمین #عاشقانه #kpop #taekook
#کوکمین #سپ #تهمین #نامکوک #نامجين #یونمین #نامجون #جین #جیهوپ #شوگا #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #ویکوک
#مونی #وی #ارمی #موچی #بی_تی_اس #کیپاپ #اکسو #ایتزی #اسپا #تی_اکس_تی #توایس #وانشات #آیو #میکس_کره_ای #جنى #جيسو #ليسا #رزی #بلک_پینک
#اسلایم #تب #بک #کیدراما
#bts #army #jungkook #jk #jimin #tehyong #v #j_hope #suga #jin #namjoon #kidrama #taehyung #آرمی #
#تهکوک #آگوست_دي #سوكجين #زیبای_حقیقی #هوانگ_این_یوپ #افسانه_خورشید_و_ماه #کیم_سو_هیون #کیم_ووبین #پارک_شین_هه #پریسا_پوربلک #هان_هیو_جو #فان #وینچنزو #وارثان #عاشقان_ماه #رکسانا #چویونگ #یونگی #سرنوشت #روبيكا #رفیق #دختر #مرگ #اسکوییدگیم #vkook #تصورات #لی_مین_هو #جنيسو #جنليسا #ايتزی #بی_تی_اس #تهیونگ #شوگا #کوک #عکس #کیوت #بايس #فندوم #تهکوک
دیدگاه ها (۲)

b11بعد از روشن کردن تلویزیون و وصل کردن گوشیش سریالی که جدید...

b12با عصبانیتی که معلوم نبود از کجا اومده "به درکی " زیر لب ...

p9وسط ذوق کردنش با حرف پسر بزرگتر تعجب کرد "تهیونگ...مثل این...

b8با تعجب نگاهشو به پسر کوچکتر داد "خب فکر کنم گفتم میخام پی...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟐کوک صورت ات رو بین دستاش گرف...

black flower(p,318)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط