{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام
این چنین هرگز نبودم گوییا بی خانه ام

من گذشتم از تو اما فکر تو هرگز نرفت
تو نرفتی از خیالم ای مه در دانه ام

ترک تو گفتم دعا کردم که مهرت هم رود
گرچه میدانم نخواهد رفت از کاشانه ام

دلبری ها میکنی دل را سبب ساز غمی
غم چه شیرین میشود با بغض تو جانانه ام

بعد عمری عاشق زلف شرابت من شدم
من غلط کردم بسازم روی طوفان خانه ام

میروم اما دلم پیش تو میماند گلم
بر دلم دستی کشم دستی دگر بر چانه ام
دیدگاه ها (۶)

آغوشت را تـــــــنگ تر کن... حســـــــــادت میکنم به هــــــ...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...آمده در زیر شعر من ن...

ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺗﻢ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡﺑﯽ ﻫﻮﺍﯾﺖ ﮐﻨﺞ ﭘﺴﺘﻮﻫﺎﯼ ﻏﻢ ﯾﺦ...

آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیمدر آتش و یخبندان، داغیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط