part:3
+از حموم که در اومدم موهای کوتاهم رو با سشوار خشک کردم .
یه تیشرت بلند ساده با یه شلوار لی مشکی اسکینی پوشیدم .
خدایا تا اینجا که زندگیم عین زهره مار بود خودت آخر عاقبتشو حداقل خوب کن .
دسته گل سفیدی که با داداشم خریدم .
روی میز آینه دارم بود .
برش داشتم و آروم برگ هاشو لمس کردم .
مادرم عاشق این گل های بابونه سفید بود .
و بابام هم همیشه براش همین گل هارو میخرید.
یا این گل هارو توی باغچه براش میکاشت .
میخواست ببینه که عشقش نسبت به مامانم فراتر از اون چیزیه که کسی بتونه سر راهشون قرار بگیره .
و آخر هم از هم جدا نشدند هردو باهم پیش خدا رفتن .
امیدوارم تو اون دنیا منو تهیونگ رو فراموش نکنید مامان بابا چون من هیچوقت نمیتونم شمارو فراموش کنم .
درحالی که اشک هام داشتن لباسمو خیس میکردن دستمو روی گونه ام کشیدم تا ردیشون معلوم نشه .
تهیونگ هم هیچ حرفی نمیزد فقط همون گل سفید بابونه دستش بود و یه تیشرت ساده و شلوار لی مشکی پوشیده بود .
درست عین من .
بچه هم که بودیم بهمون میگفتن شما نه تنها از نظر قیافه شبیه همید .
بله از گفتار .
اخلاق .
شخصیت .
و هرچی که فکرشو کنید انگار کپی همید .
توراه قبرستون که بودیم .
تحمل نداشتم که مامان بابامو ببینم .
هوفف .
میخواستم حداقل توی ماشین گریه نکنم .
جالبه حتی خاله ها عموها عمه ها و کل خویشاوندان برای خاکسپاری نمیان .
چون به گفته خودشون از ازدواج مامان بابام راضی نبودن .
و قرار هم نیست براشون دعا کنیم که در بهشت زیبای خداوند برن .
همشون به درک تنها کسی که برام مهمه فقط داداشم تهیونگه و من به جز اون به کس دیگه ای اهمیت نمیدم حتی یه ذره .
به قبرستون که رسیدم دستگیره ماشین رو بستم گل رو برداشتم و سمت مامان بابام رفتم .
پارچه ی سفید رو برای آخرین بار کنار زدم .
و صورتشون رو برای آخرین بار لمس کردم .
+مامان بابا چرا رفتید. اگه من نمره هام بد بشه کی تنبیهم کنه اگه من گریه کنم کی دلداریمبده اگه من سرما بخورم کی مراقبم باشه چطور دلتون اومد منو ول کنید و برید .
_هیس یانگین آروم باش اونا الان در آرامش خوابیدن توروخدا. گریه نکن من طاقت گریه هاتو ندارم آبجی جونم .
+داداش اگه یه موقع سردشون بشه چی .
_نه نمیشه. نمیشه بهت قول میدم خواهری .
درستهما دیگه نمیتونیم اونارو ببینیم اما اونا همیشه کنارمون هستن خب . (با بفض)
+داداش تو خودت بزور جلوی اشکاتو گرفتی اونوقت به من میگی (با گریه )
جیمین ÷
÷برادرت برای اینکه بتونه از تو محافظت کنه باید قوی باشه. اگه اون یبار بشکنه همه چی باهاش شکسته میشه .
+ببخشید شما کی باشی .
÷جیمینم پارک جیمین .
_دوست منه. رومو زمین ننداخت و اومد پیش ما .
+عا ممنونم آقای جیمین .
کوک ^
نامجون &
&^دفعه آخرتون باشه .
+ها
_چشم دفعه آخرمونه. (با خنده و بغض .
&نه چیزه اشتباه شد بد برداشت نکنید منظورم این بود که غم آخرتون باشه .
^آره آره و گرنه ما منظوری نداشتیم که .
÷هردوتون احمقید.
^نذار همینجا شلوارتو بکشم پایین ....
_عع مثلا اومدید خاکسپاری بجای اینکه دلداریمون بدید دارید چرت و پرت میگید .
÷^&هرسه باهم (ببخشید )
_خوبه و ات نبینم گریه کنی اون مرواریدات حیفه از فردا هم باید مدرسه بری خوب غذا بخور خوب هم بخواب که فردا اولین روز مدرسته .
+درحالی که دسته گل رو روی سنگ قبر مامان بابا گذاشتم گفتم باشه داداش جون .
_از این به بعد کسی که تورو مدرسه میبره و میاره جیمینه نامجون که میبینی خرس پیره اما جونگکوک اونم همسن توعه یعنی ۱۷ سالشه و. چون قراره مواظبت باشه هردو تویه مدرسه درس میخونید .
+باش داداش جون .
_آفرین عشق داداش من شب دیر میام .
کار اشتباهی نکنی .
جونگکوک پیشته خوش بگذزه و اگه چیزی شد میتونی بهم زنگ بزنی .
+بریم خونه .
_با جونگکوک میری خواهری.
+هوف باشه خیله خوب خدافظ.
_آفرین جونگکوک از پیش یانگین جم نخوریا .
^چشم فرمانده کیم .
ادامه دارد......... خوشحال میشم نظرتون رو بگید🥹
یه تیشرت بلند ساده با یه شلوار لی مشکی اسکینی پوشیدم .
خدایا تا اینجا که زندگیم عین زهره مار بود خودت آخر عاقبتشو حداقل خوب کن .
دسته گل سفیدی که با داداشم خریدم .
روی میز آینه دارم بود .
برش داشتم و آروم برگ هاشو لمس کردم .
مادرم عاشق این گل های بابونه سفید بود .
و بابام هم همیشه براش همین گل هارو میخرید.
یا این گل هارو توی باغچه براش میکاشت .
میخواست ببینه که عشقش نسبت به مامانم فراتر از اون چیزیه که کسی بتونه سر راهشون قرار بگیره .
و آخر هم از هم جدا نشدند هردو باهم پیش خدا رفتن .
امیدوارم تو اون دنیا منو تهیونگ رو فراموش نکنید مامان بابا چون من هیچوقت نمیتونم شمارو فراموش کنم .
درحالی که اشک هام داشتن لباسمو خیس میکردن دستمو روی گونه ام کشیدم تا ردیشون معلوم نشه .
تهیونگ هم هیچ حرفی نمیزد فقط همون گل سفید بابونه دستش بود و یه تیشرت ساده و شلوار لی مشکی پوشیده بود .
درست عین من .
بچه هم که بودیم بهمون میگفتن شما نه تنها از نظر قیافه شبیه همید .
بله از گفتار .
اخلاق .
شخصیت .
و هرچی که فکرشو کنید انگار کپی همید .
توراه قبرستون که بودیم .
تحمل نداشتم که مامان بابامو ببینم .
هوفف .
میخواستم حداقل توی ماشین گریه نکنم .
جالبه حتی خاله ها عموها عمه ها و کل خویشاوندان برای خاکسپاری نمیان .
چون به گفته خودشون از ازدواج مامان بابام راضی نبودن .
و قرار هم نیست براشون دعا کنیم که در بهشت زیبای خداوند برن .
همشون به درک تنها کسی که برام مهمه فقط داداشم تهیونگه و من به جز اون به کس دیگه ای اهمیت نمیدم حتی یه ذره .
به قبرستون که رسیدم دستگیره ماشین رو بستم گل رو برداشتم و سمت مامان بابام رفتم .
پارچه ی سفید رو برای آخرین بار کنار زدم .
و صورتشون رو برای آخرین بار لمس کردم .
+مامان بابا چرا رفتید. اگه من نمره هام بد بشه کی تنبیهم کنه اگه من گریه کنم کی دلداریمبده اگه من سرما بخورم کی مراقبم باشه چطور دلتون اومد منو ول کنید و برید .
_هیس یانگین آروم باش اونا الان در آرامش خوابیدن توروخدا. گریه نکن من طاقت گریه هاتو ندارم آبجی جونم .
+داداش اگه یه موقع سردشون بشه چی .
_نه نمیشه. نمیشه بهت قول میدم خواهری .
درستهما دیگه نمیتونیم اونارو ببینیم اما اونا همیشه کنارمون هستن خب . (با بفض)
+داداش تو خودت بزور جلوی اشکاتو گرفتی اونوقت به من میگی (با گریه )
جیمین ÷
÷برادرت برای اینکه بتونه از تو محافظت کنه باید قوی باشه. اگه اون یبار بشکنه همه چی باهاش شکسته میشه .
+ببخشید شما کی باشی .
÷جیمینم پارک جیمین .
_دوست منه. رومو زمین ننداخت و اومد پیش ما .
+عا ممنونم آقای جیمین .
کوک ^
نامجون &
&^دفعه آخرتون باشه .
+ها
_چشم دفعه آخرمونه. (با خنده و بغض .
&نه چیزه اشتباه شد بد برداشت نکنید منظورم این بود که غم آخرتون باشه .
^آره آره و گرنه ما منظوری نداشتیم که .
÷هردوتون احمقید.
^نذار همینجا شلوارتو بکشم پایین ....
_عع مثلا اومدید خاکسپاری بجای اینکه دلداریمون بدید دارید چرت و پرت میگید .
÷^&هرسه باهم (ببخشید )
_خوبه و ات نبینم گریه کنی اون مرواریدات حیفه از فردا هم باید مدرسه بری خوب غذا بخور خوب هم بخواب که فردا اولین روز مدرسته .
+درحالی که دسته گل رو روی سنگ قبر مامان بابا گذاشتم گفتم باشه داداش جون .
_از این به بعد کسی که تورو مدرسه میبره و میاره جیمینه نامجون که میبینی خرس پیره اما جونگکوک اونم همسن توعه یعنی ۱۷ سالشه و. چون قراره مواظبت باشه هردو تویه مدرسه درس میخونید .
+باش داداش جون .
_آفرین عشق داداش من شب دیر میام .
کار اشتباهی نکنی .
جونگکوک پیشته خوش بگذزه و اگه چیزی شد میتونی بهم زنگ بزنی .
+بریم خونه .
_با جونگکوک میری خواهری.
+هوف باشه خیله خوب خدافظ.
_آفرین جونگکوک از پیش یانگین جم نخوریا .
^چشم فرمانده کیم .
ادامه دارد......... خوشحال میشم نظرتون رو بگید🥹
- ۲.۰k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط