part:2
_الان میتونم خواهرمو ببینم .
دکتر:بله خیلی وقته که بهوش اومدن .
_کجا میتونم ببینمش .
دکتر:از این سمت لطفا .
با دکتر رفتم جایی که گفت یه اتاق بزرگ با چندتا گلدان .
اما مهم ترین چیز توی اون اتاق خواهرم یانگین بود دیدم داره گریه میکنه و داره با انگشتاش بازی میکنه .
دکتر :با اجازه آقای کیم .
_یانگین .
+داداش. (گریه ).
_خواست بلند شه که نزاشتم و نشوندمش سرتخت خودمم کنارش نشستم .
+داداش مامان بابا برای همیشه از پیشمون رفتن هه هه.
_خواهری اونا که رفتن دیگه کاریش نمیشه کرد با گریه کردن که نمیتونی اونارو زنده کنی اما با تنفر و تلاش میتونیم انتقام مرگشونو بگیریم .
+دا.داداش منظورت اینه که تصادف منو مامان بابا در اصل ......
_درست متوجه شدی تصادف اونا در اصل برنامه ریزی شده بوده .
+ما قراره چجوری انتقام بگیریم .
_من انتقامشونو میگیرم و جسدشونو برات میارم .
+داداش چرا . چرا اینجوری میگی توروخدا نترسون منو . مگه قاتلی .
_خودم که نمیکشمشون. به چندتا از بادیگاردا میگم . (با لبخند ضایع و مصنوعی )
+اما .....
_هیس چیزی نگو دیگه بهتره از این فضای حال بهم زن بیمارستان که یه چراغ سفید روته و بوی مریض میده دوری کنیم .
نمیخوام خواهر کوچولوم بخاطر اینا اذیت بشه .
+داداش زیادی داری لوسم میکنیا .
_مگه من یه خواهر کوچولو بیشتر دارم .
+کوچولو عمته .
_عمم که ده تا نینی به دنیا آورده .
+بیشورر
_عقده ای
+عمته
_جدو آبادته
+خر
_گاو الاغ
+سیکتی.........اصلا بگذریم ففط بیا منو از اینجا ببر تا نزدیم همو ج*ر بدیم ناسلامتی یتیم شدیمرفت باید خاکسپاری مامان بابارو هم برنامه ریزی کنیم .
_چشم هرچی خواهر کوچولوم بگه .
+من بزرگم کرگدن دراز .
_عاا عمه ی منه که ۱۷ سالشه آره .
+ببند در تالار اندیشه رو .
_باش باش بیا بریم .
......................
+هوففف. هیچی مثل خونه ی خود آدم نمیشه. با بغضی که سعی در کنترلش بود ادامه داد ای کاش الان مامان باباهم کنارمون بودن .
_هیس آبجی جونم مگه مامان بابا نگفتن که بدشون میاد گریه هاتو ببینم در ضمن قیافت همینجوریشم زشته گریه میکنی شبیه میمون میشی .
+تهیونگ بگیرمت ......
_پ*ا*ر*ه هستم .
+خوبه که میدونی
*یانگین موهای تهیونگو گرفت تهیونگ هم بینی یانگین رو .
+آخ آخ نکن عع. رو دماغم حساسم .
_منم رو موهام حساسماا. الاغ
+عمته خالته خودتی زنته. دختر خالته .
_عنتر .
+اصلا میدونی چیه تو خری بچتم کره خره .
_باش بابا اصلا غلط کردم ولم کن لطفا .
بیا برو دوش بگیر بعد بریم خاکسپاری مامان بابا از فرداهم یجای دیگه مدرسه میری .
+دا.داش من هنوز به رفتن مامان بابا عادت نکردم .
_بغلش کردم و گفتم. اما مجبوری که عادت کنی . قرار نیست تا همیشه ماها پیشت باشیم فقط خودت میتونی تا آخر با خودت باشی .
+دادلش حداقل تو بمون .
_من غلط کنم خواهر نازمو دور دونمو ول کنم برم قول میدم همیشه پیشتم هومم آبجی جون قشنگم .
+عاشقتم داداش ممنونم که هر اتفاقی برام افتاده تو بودی . دو دقیقه گذشته بود که از بیمارستان اومده بودم زدی ناکارم کردی.
_عع. ببخشید خواهری .
+بخشیده شده حالا من برم دوش بگیرم تا برلی خاکسپاری آمدگی لازم رو داشته باشم .
بای .
_انگار داره میره آمریکا باشه بای
ادامه دارد.....
دکتر:بله خیلی وقته که بهوش اومدن .
_کجا میتونم ببینمش .
دکتر:از این سمت لطفا .
با دکتر رفتم جایی که گفت یه اتاق بزرگ با چندتا گلدان .
اما مهم ترین چیز توی اون اتاق خواهرم یانگین بود دیدم داره گریه میکنه و داره با انگشتاش بازی میکنه .
دکتر :با اجازه آقای کیم .
_یانگین .
+داداش. (گریه ).
_خواست بلند شه که نزاشتم و نشوندمش سرتخت خودمم کنارش نشستم .
+داداش مامان بابا برای همیشه از پیشمون رفتن هه هه.
_خواهری اونا که رفتن دیگه کاریش نمیشه کرد با گریه کردن که نمیتونی اونارو زنده کنی اما با تنفر و تلاش میتونیم انتقام مرگشونو بگیریم .
+دا.داداش منظورت اینه که تصادف منو مامان بابا در اصل ......
_درست متوجه شدی تصادف اونا در اصل برنامه ریزی شده بوده .
+ما قراره چجوری انتقام بگیریم .
_من انتقامشونو میگیرم و جسدشونو برات میارم .
+داداش چرا . چرا اینجوری میگی توروخدا نترسون منو . مگه قاتلی .
_خودم که نمیکشمشون. به چندتا از بادیگاردا میگم . (با لبخند ضایع و مصنوعی )
+اما .....
_هیس چیزی نگو دیگه بهتره از این فضای حال بهم زن بیمارستان که یه چراغ سفید روته و بوی مریض میده دوری کنیم .
نمیخوام خواهر کوچولوم بخاطر اینا اذیت بشه .
+داداش زیادی داری لوسم میکنیا .
_مگه من یه خواهر کوچولو بیشتر دارم .
+کوچولو عمته .
_عمم که ده تا نینی به دنیا آورده .
+بیشورر
_عقده ای
+عمته
_جدو آبادته
+خر
_گاو الاغ
+سیکتی.........اصلا بگذریم ففط بیا منو از اینجا ببر تا نزدیم همو ج*ر بدیم ناسلامتی یتیم شدیمرفت باید خاکسپاری مامان بابارو هم برنامه ریزی کنیم .
_چشم هرچی خواهر کوچولوم بگه .
+من بزرگم کرگدن دراز .
_عاا عمه ی منه که ۱۷ سالشه آره .
+ببند در تالار اندیشه رو .
_باش باش بیا بریم .
......................
+هوففف. هیچی مثل خونه ی خود آدم نمیشه. با بغضی که سعی در کنترلش بود ادامه داد ای کاش الان مامان باباهم کنارمون بودن .
_هیس آبجی جونم مگه مامان بابا نگفتن که بدشون میاد گریه هاتو ببینم در ضمن قیافت همینجوریشم زشته گریه میکنی شبیه میمون میشی .
+تهیونگ بگیرمت ......
_پ*ا*ر*ه هستم .
+خوبه که میدونی
*یانگین موهای تهیونگو گرفت تهیونگ هم بینی یانگین رو .
+آخ آخ نکن عع. رو دماغم حساسم .
_منم رو موهام حساسماا. الاغ
+عمته خالته خودتی زنته. دختر خالته .
_عنتر .
+اصلا میدونی چیه تو خری بچتم کره خره .
_باش بابا اصلا غلط کردم ولم کن لطفا .
بیا برو دوش بگیر بعد بریم خاکسپاری مامان بابا از فرداهم یجای دیگه مدرسه میری .
+دا.داش من هنوز به رفتن مامان بابا عادت نکردم .
_بغلش کردم و گفتم. اما مجبوری که عادت کنی . قرار نیست تا همیشه ماها پیشت باشیم فقط خودت میتونی تا آخر با خودت باشی .
+دادلش حداقل تو بمون .
_من غلط کنم خواهر نازمو دور دونمو ول کنم برم قول میدم همیشه پیشتم هومم آبجی جون قشنگم .
+عاشقتم داداش ممنونم که هر اتفاقی برام افتاده تو بودی . دو دقیقه گذشته بود که از بیمارستان اومده بودم زدی ناکارم کردی.
_عع. ببخشید خواهری .
+بخشیده شده حالا من برم دوش بگیرم تا برلی خاکسپاری آمدگی لازم رو داشته باشم .
بای .
_انگار داره میره آمریکا باشه بای
ادامه دارد.....
- ۹۱۶
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط