{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The unwanted Roommate

The unwanted Roommate
__________________________

یک هفته بعد:

ویو جئون جونگ کوک:

مکان: جشن افتتاحیه

همه داشتن از مهمونی لذت میبردن ولی از حال یورین معلوم بود که اصلا خوب نیست رفته بود تو حیاط عمارت کنار استخر وایساده بود و انعکاس خودشو تو اب میدید..............

رفتم کنارش.......

_«از مهمونی لذت نمیبری؟»

+«چرا خوبه»

-«یورین»

برگشت و با لبخندی اروم نگام کرد.........
لبخندش تنها چیزی بود که میتونست ارومم کنه......

+«جونم»

_«من....... از وقتی دیدمت..... چیزه»

+«چی؟»

تمام جرعتمو جمع کردم که بهش بگم....... که هانا اومد پیشمون.....

☆«کوکی میای عمارتو نشونم بدی»

ولی.......... فرصت از دست رفت............
دیدگاه ها (۱۶)

علیف به زن خودش رحم نکرد و تو قمار اونو گرو گذاشت . این پزشک...

❝ 𝐋𝐢𝐟𝐞 𝐢𝐬 𝐚 𝐬𝐨𝐧𝐠,𝐟𝐞𝐞𝐥 𝐭𝐡𝐞 𝐯𝐢𝐛𝐞𝐬 & 𝐬𝐢𝐧𝐠 𝐚𝐥𝐨𝐧𝐠. ❞ 🎶•◌•◌•◌•◌•◌•...

❝ 𝐋𝐢𝐟𝐞 𝐢𝐬 𝐚 𝐬𝐨𝐧𝐠,𝐟𝐞𝐞𝐥 𝐭𝐡𝐞 𝐯𝐢𝐛𝐞𝐬 & 𝐬𝐢𝐧𝐠 𝐚𝐥𝐨𝐧𝐠. ❞ 🎶•◌•◌•◌•◌•◌•...

تام و جری🐱🐭#BTS #bts #Bts #Bangtan #BANGTAN #BANGATAN_BOYS #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط