The unwanted roommate
The unwanted roommate
__________________________
ویو پارک یورین:
که یهو کسی وارد شد
کوک بود!
که با دیدنم اخماش رفت تو هم
_«گریه کردی؟»
+«چی من نه بابا»
سعی میکردم سریع اشکامو پاک کنم که نبینه
_«بیخودی سعی نکن پاک کنی چشات رنگ خون گرفته»
یهو اومد نزدیکم سرمو نوازش کرد سرشو بود تو گوشم و با صدایی دیپ و بم گفت.....
_«کی باعث شده این مرواریدای گرون قیمت رو بریزی
+«... من....؟»
_«چرا لال شدی توله»
_«بگو. ......»
+«ت.... و تو هانا رو دوست داری»
ویو جئون جونگ کوک:
با حرفش سر جام خشکم زد چی... اون از کجا میدونه............
که یهو از زیر دستم فرار کرد و رفت.......
رفتم تو شک....... حقیقتش قصدم این بود که با هانا جور شم ولی........ هرکاری میکنم نمیتونم بهش علاقه داشته باشم.............
من مطمعنم که عاشق یورینم.......
__________________________
ویو پارک یورین:
که یهو کسی وارد شد
کوک بود!
که با دیدنم اخماش رفت تو هم
_«گریه کردی؟»
+«چی من نه بابا»
سعی میکردم سریع اشکامو پاک کنم که نبینه
_«بیخودی سعی نکن پاک کنی چشات رنگ خون گرفته»
یهو اومد نزدیکم سرمو نوازش کرد سرشو بود تو گوشم و با صدایی دیپ و بم گفت.....
_«کی باعث شده این مرواریدای گرون قیمت رو بریزی
+«... من....؟»
_«چرا لال شدی توله»
_«بگو. ......»
+«ت.... و تو هانا رو دوست داری»
ویو جئون جونگ کوک:
با حرفش سر جام خشکم زد چی... اون از کجا میدونه............
که یهو از زیر دستم فرار کرد و رفت.......
رفتم تو شک....... حقیقتش قصدم این بود که با هانا جور شم ولی........ هرکاری میکنم نمیتونم بهش علاقه داشته باشم.............
من مطمعنم که عاشق یورینم.......
- ۶۰۰
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط