{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

really love

really love
part²⁸

و بالاخره آزاد شدیم
به سمت مکان مورد نظر رفتیم
بعد سه ساعت لباس عروس و عقد رو انتخاب کردیم
حالا نوبت دخترا بود..لباس اونا رو هم انتخاب کردیم و به سمت خونه رفتیم
تا وارد شدم خودم رو روی کاناپه پرت کردم..صدای جونگکوک از توی آشپزخونه اومد
+بیاید غذااااا
با شنیدن اسم غذا خوشحال شدم..سریع رفتم پشت میز نشستم..غذا پیتزا بود
بعد خوردنش ظرفارو شستم..همینجوری که مشغول بودم جونگکوک اومد
+لیلی قرار شد عقدمون پنهانی باشه،بعدش پدرت میاد برای عروسی..فقط برای اینکه کسی چیزی نفهمه!
-اوکی مرسییی(کیوت)
بعد حرفم جونگکوک خنده ای کرد و رفت..منم بعد شستن ظرف ها رفتم توی هال

لیسا:اخخخ پدرم در اومد انقدر راه رفتم..مگه لیلی دست‌بردار بود؟همش از یه لباس ایراد میگرفت
جیسو:واییی راس میگی منم کمر درد گرفتم
-حالا چیزیتون نشده که!
تهیونگ:خونه یا بهتره بگم عمارتتون رو آماده کردیم..اتاق دو نفره کامله ولی اتاقای تک نفرتون هنوز درست نشده..یعنی چند هفته کار داره
رزی:چیزی نیست یه چند شب کنار هم بخوابن(پوزخند)
-چرا چیزایی که خودت میخوای رو به صورت غیر مستقیم میگی؟(خنده)
همه:اوووووووو

تهیونگ یه چندتا عکس از خونه‌مون نشونمون داد و همچنین مکان برگزاری عروسی...

---------------------------------
ادامه دارد...
شرایط:۱۱ تا لایک🌷۴۰ تا کامنت
(اسلاید دوم:لباس عروس لیلی
اسلاید سوم:لباس عقد لیلی)
دیدگاه ها (۰)

هرکسی که میخواد بیاد توی کامنتا همدیگرو برای ۲۴ ساعت شات کنی...

فالوشه♡@talensika

مافیای من

spanish girl:7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط