{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part 5
کوک ویو
رفتم پایین دیدیم همه خدمتکار ها به صف وایستادن بعضی ها سرشون و با افتخار بالا گرفتن و انگار منتظرن که انتخابشون کنم ولی بعضی ها سرشون پایین بود عصبی شدم و با داد گفتم
کوک: همه گی سرتون و بالا بیارید
یه دختره بود از موهاش فهمیدم همون دختریه که برام قهوه آورده بود وقتی صورتش و دیدیم خشکم زد خیلی کیوت بود تا الان هر دختری که زی،،،،،رم بوده هات و س،،،کسی بوده ولی این خیلی کیوت. بود و به دل میشست یهو یکی از بادیگارد ها اومد
بادیگارد: ارباب یک کاری پیش اومده میشه بیاید
کوک: مجبور شدم برم

ات،: وایی خدارو شکر رفت استرس داشتم
هانول : ه استرس بره چی چرا فکر کردی اون تورو انتخاب می‌کنه
یونا : امیدواریم که تورو انتخاب کنه از شرت راحت شویم
هانول : نگران نباش مطمئن باش یه نقشه ای دارم که مطمئنم منو انتخاب میکنه
یونا : ا،ت میبینی معلوم نیست باز چه نقشه کثیفی کشیده
فلش بک به شب
کوک ویو
اه لعنتی امروز هم مجبور شدم چنتا آدم خیانت کارو بکشم رفتم داخل عمارت خسته بودم که یکی از خدمت کار ها اومد تو اتاقم
هانول : سلام ارباب از اونجایی که می‌دونم خسته آید براتون قهوه آوردم
کوک قهوه رو میخوره و یهو احساس گرما می‌کنه هانول تا این و میبینه به سمت کوک می‌ره و رو پای کوک میشینه

کوک: ه،،،،،رزه تو این چی ریخته بودی با صدای بم
هانوی: هیچی ددی فقط پودر تح،،،،ریک کننده و بعد دستشو می‌زاره رو دیک کوک و میمالتش ددی من متعلق به تو ام
کوک : هر،،،،،زه از رو پام پاشو
کوک هانول و از اتاق پرت می‌کنه بیرون
کوک اه لعنتی چیکار کنم خیلی دلم میخواد اما با کی انجامش بدم هیچ کدوم از اون زیر،،،،،،،،،خوابی هام الان نیستن نمیخوام هم با خدمتکار های عمارت کاری انجام بدم چون پرو میشن به نظرم اون دختر کیوته که امروز دیدیم خوبه
منظورش ا،ته
کوک رفت و داخل همه اتاق های خدمتکار هارو نگاه کرد و همه خدمتکار های داخل اتاق با تعجب به کوک نگاه میکردم
بعد کلی گشتن اتاق ا،ت پیدا کردم اما دیدیم خوابیده یونا و هانول تا کوک و میبینن از جاشون بلند میشن اما ا،ت خوابه
که کوک می‌ره بالا سره ا،ت و اتو بلند می‌کنه ا،ت از خواب بیدار میشه و تا خودشو تو بغل کوک میبینه جیغ میزنه کوک شروع می‌کنه به کیس کردن ا،ت ا،ت تلاش می‌کنه خودشو از کوک جدا کنه اما فایده ای نداره هانول و یونا هم با تعجب دارن نگاره میکنن که کوک ا،ت و به اتاق خودش می‌بره و

اسمات
دیدگاه ها (۴)

اسمات بیاید کامنت ها #اسمات

Part 7ا،ت ویو از خواب بیدار شدم دیدم جونگ کوک بغلم خوابیده ش...

سلام کیوتام خوبین🎀میدونم شرط ها نرسیدن😕ولی بازم براتون میزار...

شبتون بخیر کیوتام🎀😚🙃فیک درخواستی داشتین بگین بایی

Part 4 دو ساعت بعداجوما : ا،ت برو برای ارباب قهوه ببر تو ذنش...

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط