مثلث عشقی من
مثلث عشقی من
پارت ۱۹:
ا/ت ویو
یهویی اومد رو به روی من منم داشتم بهش نگاه میکردم که گفت
ته: نگران نباش کاری باهات ندارم من مثل اون جئون عوضی نیستم
ا/ت: امیدوارم
ته: بهت دست زده؟
آروم سرم رو به نشانه تائید تکون دادم
و آروم گفتم
ا/ت: گویا یکی یه شربت تحریک کننده درست کرده بود که اشتباه منم ازش خوردم
ته: پس الان دختر نیستی
دوباره به نشانه تائید سر تکون دادم ولی فرقش این بود که اینار یه غم عضیم توی چشمام بود
ته: ناراحت نباش میتونی با یه سری دکتر رفتن و اینجور چیزا دوباره دختر بشی قول میدم
ا/ت: واقعا ( با ذوق، امیدوار )
ته: صد در صد
ته ویو
با لبخند به طرز ذوق کردنش نگاه میکردم
که یهو...
.
.
.
ادامه دارد...
پارت ۱۹:
ا/ت ویو
یهویی اومد رو به روی من منم داشتم بهش نگاه میکردم که گفت
ته: نگران نباش کاری باهات ندارم من مثل اون جئون عوضی نیستم
ا/ت: امیدوارم
ته: بهت دست زده؟
آروم سرم رو به نشانه تائید تکون دادم
و آروم گفتم
ا/ت: گویا یکی یه شربت تحریک کننده درست کرده بود که اشتباه منم ازش خوردم
ته: پس الان دختر نیستی
دوباره به نشانه تائید سر تکون دادم ولی فرقش این بود که اینار یه غم عضیم توی چشمام بود
ته: ناراحت نباش میتونی با یه سری دکتر رفتن و اینجور چیزا دوباره دختر بشی قول میدم
ا/ت: واقعا ( با ذوق، امیدوار )
ته: صد در صد
ته ویو
با لبخند به طرز ذوق کردنش نگاه میکردم
که یهو...
.
.
.
ادامه دارد...
- ۵۰
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط