مثلث عشقی من
مثلث عشقی من
پارت ۱۷:
ا/ت ویو
این الان چی گفت
ا/ت: ای کاش با ارباب کیم میرفتم حداقل اون بهم توهی...
هنوز حرفم تموم نشده بود که با سوزش گونم و چرخش صورت به سمت چپ حرفم قطع شد طعم آهن رو توی دهنم حس کردم الان بهم سیلی زد
کوک: خفه شو دختره ی هرزه ( عربده )
ا/ت: من هرزم یا تو؟ تو خودت دخترونگیم رو گرفتی، معلوم نیست با چند تا دختر این کار رو کردی ( داد، گریه )
کوک: دلت تنبیه میخواد؟ رو حرف اربابت حرف میزنی؟ ( عربده )
با عربده ای که زد به خودم لرزیدم
که یهو از موهام کشیدم و انداختم زمین
رو به روم نشست و گفت
کوک: از این به بعد با اربابت درست رفتار میکنی، فهمیدی؟ ( فهمیدی رو با داد گفت )
ا/ت: بله
کوک: بلندتر، نشنیدم، دوباره بگو بله ارباب ( عربده )
ا/ت: بله ارباب
کوک: آفرین دختر خوب
روز بعد
توی آینه داشتم به صورتم نگاه میکردم جای دستش روی صورتم مونده بود
ته ویو
امروز عملیات رو شروع میکنم جانگ ا/ت تو قراره مال من بشی ، جئون قیافت دیدنی میشه
کوک ویو
امروز توی شرکت کلی کار داشتم ولی فکرم همش پیش ا/ت بود وایسا جئون جونگکوک تو عاشق یه دختر روستایی شدی؟ نه امکان نداره اونم مثل هه رین میشه ولی خیلی بد بهش سیلی زدم امروز ازش معذرت خواهی میکنم
.
.
.
ادامه دارد...
پارت ۱۷:
ا/ت ویو
این الان چی گفت
ا/ت: ای کاش با ارباب کیم میرفتم حداقل اون بهم توهی...
هنوز حرفم تموم نشده بود که با سوزش گونم و چرخش صورت به سمت چپ حرفم قطع شد طعم آهن رو توی دهنم حس کردم الان بهم سیلی زد
کوک: خفه شو دختره ی هرزه ( عربده )
ا/ت: من هرزم یا تو؟ تو خودت دخترونگیم رو گرفتی، معلوم نیست با چند تا دختر این کار رو کردی ( داد، گریه )
کوک: دلت تنبیه میخواد؟ رو حرف اربابت حرف میزنی؟ ( عربده )
با عربده ای که زد به خودم لرزیدم
که یهو از موهام کشیدم و انداختم زمین
رو به روم نشست و گفت
کوک: از این به بعد با اربابت درست رفتار میکنی، فهمیدی؟ ( فهمیدی رو با داد گفت )
ا/ت: بله
کوک: بلندتر، نشنیدم، دوباره بگو بله ارباب ( عربده )
ا/ت: بله ارباب
کوک: آفرین دختر خوب
روز بعد
توی آینه داشتم به صورتم نگاه میکردم جای دستش روی صورتم مونده بود
ته ویو
امروز عملیات رو شروع میکنم جانگ ا/ت تو قراره مال من بشی ، جئون قیافت دیدنی میشه
کوک ویو
امروز توی شرکت کلی کار داشتم ولی فکرم همش پیش ا/ت بود وایسا جئون جونگکوک تو عاشق یه دختر روستایی شدی؟ نه امکان نداره اونم مثل هه رین میشه ولی خیلی بد بهش سیلی زدم امروز ازش معذرت خواهی میکنم
.
.
.
ادامه دارد...
- ۲۶۳
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط