{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او

او

آدم گاهی...
حواسش پرت میشود...
و غذا از دهن می افتد...
چای یخ میکند...
کاغذ خط خطی میشود...
درس چند خط در میان خوانده میشود...
تلفن خودش را میکشد...
تاکسی هی بوق میزند...
بعد که به خودش می آید...
میگوید من فقط داشتم یک لحظه به "او" فکر میکردم...
فقط یک لحظه...

مریم_قهرمانلو
دیدگاه ها (۱۴)

گاه گاهی می‌توان کرد از ره رحمت نگاهیبر من بی دل که در کوی ت...

اونی که زود می بخشدتفقط دوسِت دارهدنبال دلیلِ دیگه ای نگرد.....

یه وقتهایی هم خودتون، خودتون رو بغل کنید!به خودتون بگین خیلی...

آنقَدَر شعرِ مرا خواندی و گفتی احسنت فکرت افتاد که شاید تو د...

دروغ شیرینچپتر هفدهمیکباره در باز میشود و جسم کوچکی باسرعت و...

اهوی گریز پا

پارت ۱۳ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط