{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آتش تو فتاده جانم در جوش

از آتش تو فتاده جانم در جوش

وز باده تو شده است جانم مدهوش

از حسرت آنکه گیرمت در آغوش

هرجای کنم فغان و هر سوی خروش
دیدگاه ها (۱)

ای دوست جدا مشو تو از ماما را ز بلا و غم جدا کنشادی ز میان غ...

.دست هایتتنها حاجتیستکه می شود به آن دخیل بست

دلــم ز هر چـه به غیـر از تــو بـود خـالی مـاند..

من شیفتہ‌ےِ برقِ نگاهت شده‌ام دلباختہ‌ےِ روےِ چو ماهت شده‌ام...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

آمدم نفرین کنم آتش بگیری بی وفا🌸فکر آن "درد و بلای ...

من که راهی شده ام سوی نبودن هایت سوی آن کوچه ی مهتاب و غم زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط