{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکم اعدام بود... اعدامی لحظه ای مکث کرد و بوسه ای بر طناب

حکم اعدام بود... اعدامی لحظه ای مکث کرد و بوسه ای بر طناب دار زد ...! دادستان گفت: صبر کنید٬ آقای زندانی این چه کاریست ؟! زندانی خنده ای کرد و گفت: بیچاره طناب نمیذاره زمین بیفتم ولی آدم ها ...! بدجور زمینم زدن !!
دیدگاه ها (۱)

آدمـــــــــها ...با بعضــــــی حـــــــــرفا ... !!!       ...

میدانی...بیخیالی را هیچوقت درک نکردم مگر می شود در اوج فکر ک...

هیچکس متوجه نمی شودکه بعضی از افرادچه عذابی را تحمل می کنند ...

🍃 🌺 🌺 🌺 🍃 شب سیاه و شعر من بارانی و غم های او تب بسوزد،شب...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

فیک { سایه های دل } 𝗉.𝟩که یکهو با حس خیسی و سردی سر جاش میخک...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ¹⁶لینو با ناباوری به هیونجین خیره شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط