{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دبیرستانمخفیمن

#دبیرستان_مخفی_من
پارت ۲۴
کوک: بریم
هانا: اوهوم
کوک:*براید بغلش کردم و رفتیم
هانا: کوکی *خجالتی *
کوک: هوم
هانا: دستت روی
کوک: میدونم
هانا:...
کوک: میخوای بریم کافه
هانا: نه
کوک: باش
هانا: بیا بریم عمارت دوکبوکی درست کنیم
کوک: چشم بانو
هانا: سلامت
کوک: رسیدیم عمارت
هانا: چقدر زود با اینکه پیاده اومدیم
کوک: دیگه
هانا: میمون درختی
کوک: با کی بودی جوجه
هانا: توووو *کیوت
کوک: عجب
هانا:*لب کوک گاز گرفتم
کوک: چیکار کردی
هانا: میخوای انجام بدم دوباره بفهمی
کوک: شیطون شدیو
هانا: بودم
کوک: فعلا نمیشه چون حامله ای
هانا: پوففف *اخم کیوت
کوک:*خنده*
هانا: چیهههه
کوک: نگاه کن چطوری اخم میکنه*خنده*
هانا: کوکیییییی
کوک: هان
هانا: هان چیه باید بگی دلبرم
کوک: جونم دلبرم
هانا: حالا شد

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۲۵*فلش بک به دو ماه بعد*دکتر: تبریک م...

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۲۶ *ویو کوک*رفتم براش هاد داگ گرفتم و...

همدیگرو شات کنیم؟ امار پایین صد نمیزارم۲۴ ساعت میزارم ☆اگر ب...

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۲۳هانا: چرا اومدیم بیمارستان هومکوک: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط