{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصر جمعه دختری‌ست که:

عصر جمعه دختری‌ست که:

دلتنگ می‌شود، غروب می‌گیرد
بغض می‌کند، شفق می‌شود

می‌گرید و گیسو می‌افشاند
باران بهاری نازل می‌شود

شب با بستن چشم‌هایش
خورشید را خاموش
و برای دیدن "صبح وصال" به رویا می‌رود...

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

شعر می خواندم که شاید از سرم بیرون روَیدر عوض یک شاعر مخصوص ...

لب به احساس زدم مست شدم، فهمیدمشاعران مست ترین طایفه هشیارند...

جمعه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شمالیدر ح...

لب به احساس زدم مست شدم، فهمیدمشاعران مست ترین طایفه هشیارند...

سایه شمشیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط