سناریو از BTS

&سناریو از BTS&
^وقتی میخوای بهشون یاد بدی روزه بگیرن^


نامجون:توروخدا ا/ت یکم کمتر حرف بزن هر کتابی که خوندم همش روزه هم گفتم.
ا/ت:نامجون چرا داری کتاب میخونی؟؟
نامجون:گشنمه
ا/ت:جینننننن داری غذا میخورییییییی؟
جین:آره


ا/ت:داری چه غلطی میکنی شوگااااا؟
شوگا:دارم آب می خورم تشنم بود.


ا/ت:دو دقیقه خفه تا میگمممممم داشتم می گفتم نباید تا من میگم چیزی بخورین.

جیهوپ:اوکی


ا/ت:جیمیننننن داری موچییییی میخورییی؟


جیمین:آره


تهیونگ:نامجون وایسا ا/ت میخواد زر بزنه ببخشید حرف بزنه.


فردای آن روز

ا/ت:هعیی خدا ساعت ۳ از گشنگی مردیم... کوککککک داری شیرموز میخورییییی پدصگگگ..


جونگکوک:آره نمیتونم روزه بگیرم
دیدگاه ها (۰)

€سناریو از BTS €وقتی میگی برات پراید بخرمنامجون:طبق تحقیقات ...

در خانه ی بی تی اس چه میگذرد..."ساعت ده شبیونگی تو اتاقش خوا...

"سناریو از BTS "'وقتی خیلی کوچکتری و عاشقت میشن' نامجون:به م...

سناریو از BTS "وقتی میکاپ آرتیستشون هستی اونا دوستت دارن و ت...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۳۳

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁴³موهای جیمین و بیشتر کشیدم و گفتم: هوییییی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط