مرگ و زندگی پارت 2

مرگ و زندگی پارت 2

که دیدم دستشو برد بالا و می خوست ا/ت رو بزنه عصبی شدم و رفتم دست میا و گفتم : اگه یه بار دیگه حتی سر راهش نفس بکشی ریه هات رو از جا در میارم
و بعد ا/ت رو بغل کردم و رفتم سمت ماشین .
نام( همون نامجون ) : هی ببینم تو خوبی چرا داری گریه می کنی ؟
ا/ت : من..... من واقعا معذرت می خوام که باعث دردسرت شدم ببخشید .
نام: نه تو باعث نشدی من خودم از اول که دیدمت و عاشقت شدم قول دادم مراقبت باشم ( این و زود گفت )
ا/ت : صبر کن تو منو دوست داری و عاشقمی؟
نام : اره تو چی ؟
ا/ت : ( از خجالت قرمز شد ) خ خب
م من ه هم د دوست د دارم .
نامجون که داشت ذوق مرگ می شد ( خدا نکنه ) هیچی نگفت و بدون هیچ مقدمه ای لب های ا/ت و اسیره لب های خودش کرد ، ا/ت که شوکه شده بود ولی خب باهاش همکاری کرد بعد از 5 دقیقه نفس ا/ت بند اومد نامجون ول کرد .
دیدگاه ها (۳)

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

ریاکشن پارت ۲

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویوصبح از خواب نازم بیدار شدم دیدم ساع...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط