{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنزین ماشینم تمام شده بود؛ از مهدی خواستم چند لیتر بنزین

بنزین ماشینم تمام شده بود؛ از مهدی خواستم چند لیتر بنزین بدهد تا به پمپ بنزین برسم.
گفت: بنزین ماشین من از بیت المال است، اگر ذره‌ای از آن را به تو بدهم؛ نه تو خیر می‌بینی و نه من.
#شهید_مهدی_طیاری #خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۲)

#شهید_رجایی :مسئولین ما باید همیشه چون فرماندار پاوه (شهید ن...

کتاب «قصه دلبری» روایت خواندنی زندگی #شهید_محمدحسین_محمدخانی...

#‌امام_سجاد_علیه_السلام🔷 مردمانی که در زمان غیبت مهدی (عجّل ...

بهجت عارفان ( ره ) ؛براے پاکیزه کردن دل از هر آنچهجز خداست ت...

چرا رفتی؟نه... نگو رفتی.همین‌طور ناپدید شدی.کجایی وقتی دلم م...

✅تو به امام‌زمانت مشغول شو، خداوند خودش به بهترین نحو ممکن، ...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط