{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان غمیگن و عاشقانه عشق دروغین

داستان غمیگن و عاشقانه عشق دروغین
دختری به پسری گفت:من عاشقت هستم.پسر گفت:لیاقت شما برادرم است که از من زیباتر است و پشت سرتان ایستاده.
دخترک برگشت ولی کسی را ندید.پسر گفت:تو اگر عاشقم بودی هیچ وقت پشت سرت را نگاه نمیکردی!!
#غمگین #غم #رمان #قشنگ #داستان #$
دیدگاه ها (۱)

داستان غمگین و عاشقانهزن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاد...

داستان های ترسناک اما واقعی موجودات افسانه اییشیردال یا گریف...

داستان عاشقانه و غمگین اشک آوردختر، از دوستت دارم گفتنهای هر...

داستان های ترسناک و مخوف اما واقعیجن در ادبیات حماسی غیردینی...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت بیست‌وپنجم | آخرین رنگِ عشق ...

تو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:3به محض اینکه سرت رو...

یک نیمکت فاصله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط