{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خورشید

خورشید
در پسِ چشمت کمین نشسته است
تا پلک بگشایی
و روز را به نام خود زند!
#بیتاهراتیان #هنر_عکاسی
دیدگاه ها (۱)

می ترسم به آن که دوست می دارمبگویم:دوستت دارمبی تردیدشراب که...

ای نبخشوده گناه پدرم، آدم را...به گناهان نبخشوده قسم دلتنگم!...

من فکر میکنم حتی اندوه هم باید هم شاءنِ دلت باشد! به عمق ِ چ...

پایان قصه ما از همان آغاز ورق خورد آنجا که من تو را همه سر ...

گر پلک های او نگشاید به رویِ منسرچشمه های روشنِ خورشیدِ عشق ...

#شعر_قدیمی 🍂بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط