{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق تو در قلب من هنگامه بر پا میکند

عشق تو در قلب من هنگامه بر پا میکند
دیدن چشم سیاهت، فتنه بر پا میکند

باد میرقصاند آن زلف سیاه و ناز را
دیده مبهوت است و دل، عیدانه بر پا میکند

لحظه ای ترکم نکن، ای حس خوب عاشقی
چشم من بی تو بساط گریه بر پا میکند

پاسخ مثبت اگر دادی به خواهشهای من
شک نکن، دل سفره ای، شاهانه بر پا میکند

بی زبان هم با نگاهی بر قد و بالای تو
از ته دل نغمه ی مستانه بر پا میکند

خودنمایی کرد، عشق و، عاشقی، آغاز شد
بی تو غصه در دلم، صد خیمه بر پا میکند

گفت ساقی با شعف، از برکت این رابطه
در تمام کوچه ها، میخانه بر پا میکند
دیدگاه ها (۲)

من با بغض می آیمتو" آغوش " باشو نوازش کن مراتا بغض هایم از گ...

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم خنده ی معجزه آسا بکند می می...

امشب غزل بر موج دریا مینویسمدریای عشقم را همینجا مینویسمامشب...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط