{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من با بغض می آیم

من با بغض می آیم
تو" آغوش " باش
و نوازش کن مرا

تا بغض هایم از گوشه ی چشمم سرازیر شود

کنار دو راهی دلواپسی منتظرم
همان جایی که دست خداحافظی ات
را تکان دادی

هنوز گاهی بادهای سرگردان
از آنجا عطر تو را می آورند

بیا تا در آغوشت گم کنم دلتنگی را
و پرواز کنم دشت های شقایق را

و به آنها که دیوانه ام پنداشتند
با لبخند بگویم:

" عشق هرگز نمی میرد "
دیدگاه ها (۲)

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم خنده ی معجزه آسا بکند می می...

‌ دل بردے و دل بردنت را دوست دارمرو راست!من عطر تنت را دوست ...

عشق تو در قلب من هنگامه بر پا میکنددیدن چشم سیاهت، فتنه بر پ...

امشب غزل بر موج دریا مینویسمدریای عشقم را همینجا مینویسمامشب...

پارت ۹ راز ستارۀ درخشان

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:46سمت مرد برگشت.. -اومدی... کیم نزدیک تر شد و گو...

فصل ۲۰۵: سایه‌های گذشتهیک شب بارانی، آلستور گاد در اتاق مطال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط