سناریو درخواستی پارت
سناریو درخواستی پارت ۲::
لینو گفت « هیون تو از همه مون رابطه سالم تری داری تو نصیحتی برای سونگمین نداری ؟»
هیونجین با اشتیاق گفت « اره حتما ببین راز موفقیت-» که همون لحظه روی صفحه در حال ویبره گوشیش اسم "عزیزم" با انواع و اقسام قلب ظاهر شد و هسون در کسری از ثانیه جواب داد
« جونم دلیل زندگیم ؟»
صدای ویز ویز پشت خط واضح نبود
« توت فرنگی هوس کردی ؟ الهی فدای هوسات بشم عشقم الان میرم کل توت فرنگیای سئولو برات درو میکنم مراقب نینی باش دردت بخوره تو مغزم »
بعد از قطع کردن تلفن به سمت چانگبین رفت « سوییچمو پس بده زنم ویار توت فرنگی کرده »
چانگبین بدبخت که ماشین خودش توسط همسر گرامیش توی تیربرق کوبونده و دو نیم شده بود ماشین هیونو قرض گرفته بود « چرا از همین بقالی بغل تالار نمیگیری ؟»
هیونجین جوری واکنش داد که انگار چانگبین چی گفته حالا « جانم ؟ چطور جسارت میکنی بگی من برم برای زن حاملم توت فرنگی بی کیفیت بخرم ؟ میخوام برم اونور سئول چهار کارتن توت فرنگی خداتومنی بگیرم یه دور قمری بزنم بیام چی فکر کردی ؟»
و با زور سوییچو از چانگبین بدبخت گرفت و با سرعت رفت
لینو گفت « فکر کنم راز موفقیتشو فهمیدی ولی بنظرم ازش استفاده نکن خیلی رو مخه »
سونگمین با نا امیدی به جونگین که از همون اول گوشه اتاق نشسته بود و داشت چت میکرد نگاه کرد و گفت « تو اخرین گزینه ام برای کمک گرفتنی »
جونگین بلاخره کله ی خوشگلشو از گوشی اورد بیرون « خب ، دوست دارم کمک کنم ولی خب میدونی ؟ من زودتر از همتون دوست دختر پیدا کردم و بیشتر شما یه سال بعد از من شروع کردین ، پس فکر نکنم روش های من رو شما بسازه . »
سونگمین بیچاره تایید کرد و بلاخره سرنوشت خودشو پذیرفت . کی میدونه ؟ شاید سونگمین هم از روش خودش وارد شه و بین خودش و دختر خالش عشقی شکل بگیره ؟
#سناریو #اسکیز #فیکشن
لینو گفت « هیون تو از همه مون رابطه سالم تری داری تو نصیحتی برای سونگمین نداری ؟»
هیونجین با اشتیاق گفت « اره حتما ببین راز موفقیت-» که همون لحظه روی صفحه در حال ویبره گوشیش اسم "عزیزم" با انواع و اقسام قلب ظاهر شد و هسون در کسری از ثانیه جواب داد
« جونم دلیل زندگیم ؟»
صدای ویز ویز پشت خط واضح نبود
« توت فرنگی هوس کردی ؟ الهی فدای هوسات بشم عشقم الان میرم کل توت فرنگیای سئولو برات درو میکنم مراقب نینی باش دردت بخوره تو مغزم »
بعد از قطع کردن تلفن به سمت چانگبین رفت « سوییچمو پس بده زنم ویار توت فرنگی کرده »
چانگبین بدبخت که ماشین خودش توسط همسر گرامیش توی تیربرق کوبونده و دو نیم شده بود ماشین هیونو قرض گرفته بود « چرا از همین بقالی بغل تالار نمیگیری ؟»
هیونجین جوری واکنش داد که انگار چانگبین چی گفته حالا « جانم ؟ چطور جسارت میکنی بگی من برم برای زن حاملم توت فرنگی بی کیفیت بخرم ؟ میخوام برم اونور سئول چهار کارتن توت فرنگی خداتومنی بگیرم یه دور قمری بزنم بیام چی فکر کردی ؟»
و با زور سوییچو از چانگبین بدبخت گرفت و با سرعت رفت
لینو گفت « فکر کنم راز موفقیتشو فهمیدی ولی بنظرم ازش استفاده نکن خیلی رو مخه »
سونگمین با نا امیدی به جونگین که از همون اول گوشه اتاق نشسته بود و داشت چت میکرد نگاه کرد و گفت « تو اخرین گزینه ام برای کمک گرفتنی »
جونگین بلاخره کله ی خوشگلشو از گوشی اورد بیرون « خب ، دوست دارم کمک کنم ولی خب میدونی ؟ من زودتر از همتون دوست دختر پیدا کردم و بیشتر شما یه سال بعد از من شروع کردین ، پس فکر نکنم روش های من رو شما بسازه . »
سونگمین بیچاره تایید کرد و بلاخره سرنوشت خودشو پذیرفت . کی میدونه ؟ شاید سونگمین هم از روش خودش وارد شه و بین خودش و دختر خالش عشقی شکل بگیره ؟
#سناریو #اسکیز #فیکشن
- ۴.۵k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط