ویو فردا صبح شوگا

ویو فردا صبح شوگا:
صبح پاشدم کارای لازمو کردم .
صبحونه خوردم تدارکات شب ودیدم و از خونه زدم بیرون
ویو ات:
از خواب بیدار شدم
رفتم دستشویی کارای لازمو کردم
صبحونه خوردم رفتم حموم
آمدم بیرون روتین پوستیمو انجام دادم
موهامو خشک کردم و روغن آرگان بهش زدم .رفتم سر کمد لباسا یه نگاهی به لباسا کردم یه لباس جذبم کردم(میزارم عکسشو) درش آوردم جلو آینه روی بدنم گذاشتمش دیدم خفنه برای امشب زنگ زدم به جیمی.(دوست ات)
ات:سلام.
جیمی:سلام ات چخبر؟
ات:کاراتو انجام دادی دیگ؟
جیمی:کارای امشبو؟
ات:اره.
جیمی:آهوم
ات:اسلحه هم بردار.
جیمی:باشه ولی چطوری واردش کنیم؟
ات:تو لباست قایمش کن.
جیمی:اوکی .
جیمی:تو مطمعنی بابت این موضوع ؟
ات:آهوم
جیمی:پس باشه من میرم اماده بشم کم کم.
پرش زمانی به یکساعت قبل از پارتی:
ویو ات
لباسمو پوشیدم .اسلحه رو جا ساز کردم .آرایش و کردم(عکسشو میزارم)عطر تلخمو زدم .و سوار ماشین شدم که برم دنبال جیمی.
به خونه جیمی رسیدم زنگش زدم که بیاد پایین. آمد پایین نشست نصف راه و طی کرده بودیم که
جیمی:بنظرت این کارمو درسته؟
ات:راجب اسلحه؟
جیمی:آهوم.
ات:فک کنم باید ببریم .حسم میگه باید ببریم.
جیمی :اوکی
وارد عمارتش شدیم عمارت شیکی داشت .مارا به بالا راهنمایی کردن .داشتم میرفتم بالا که ........

اسلاید دوم لباس ات
اسلاید سه آرایش ات

«««عذابتون بدم یا بزارم پارت بعدیو؟»»
دیدگاه ها (۴)

لباسم لای کفشم گیر کرد و داشتم میوفتادم که جیمی منو گرفت(چیه...

ویو فردا صبح آت:یکم دیر بیدار شدم کارامو کردم یه لباس پوشیدم...

https://wisgoon.com/lililililili_69تولدت مبارک عزیزم ❤️🌹

شوگا:من میتونم شما رو به پارتیم دعوت کنم..؟ات:بله حتما .ات: ...

عشق خون آلود پارت یک

پارت ۳۲

" Part-1 "

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط