امشب من
امشب من
نشسته ام دانه های آبان را سر میاندازم...
سی دانه...
یک عشق اززیر،
یک خوشی از رو
تا گره بخورند در هم
شالی شود برروی دوشتان
تا ازسردی روزگار نرنجید!
نشسته ام دانه های آبان را سر میاندازم...
سی دانه...
یک عشق اززیر،
یک خوشی از رو
تا گره بخورند در هم
شالی شود برروی دوشتان
تا ازسردی روزگار نرنجید!
- ۱.۵k
- ۰۱ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط