{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا بازگردیم به دوران نوکیا

بیا بازگردیم به دوران نوکیا ١١٠٠
برگردیم به تماس های تلفنی
به خبر گرفتن های کوتاه
با پیام های کوتاه
بیا خودمان را از این مهلکه ی مجازی رها کنیم
دلم میخواهد صبح ها که از خواب بیدار میشوم، اولین چیزی که به دست میگیرم دستان تو باشد،‌ نه این گوشی هوشمند لعنتی!
میخواهم صبح که از خواب بیدار میشوم، در اولین فرصت پرده را کنار بزنم و آسمان را نگاه کنم... و اولین صدایی که میشنوم، نه اینکه صدای تق تق پیام های پشت سر هم تلگرامی، که صدای جیک جیک گنجشک ها باشد... یا صدای قدم زدن اعضای خانواده در راهروی خانه یا حتی صدای بوق راننده سرویس مدرسه ی خواهرم، اصلا هرچه باشد اما به این مجازی بازی ها مربوط نباشد!
میدانی ؟ من مدت هاست که سوار اتوبوس های تجریش راه آهن، خیابان ولیعصر را تماشا نکرده ام!
نه اینکه بی آر تی سوار نشده باشم ...نه اینکه مسیرم به آن سمت ها نخورده باشد...
اتفاقا لااقل هفته ای یک بار از آنجا عبور میکنم...
اما هربار یا مشغول لایک کردن پست های دیگران بوده ام و یا اینکه در حال آماده کردن یک عکس لایک خور از این خیابان دوست داشتنی ...که در آن صورت هم ولیعصر را از قاب دوربین دیده ام و با واسطه!
بیا
بیا بازگردیم به دوران نوکیا یازده دو صفر...
دیدگاه ها (۱۷)

اسمش هوسه بروبچ صدآش میکنن..........

اونی که واقــعادوستت داشته باشهشایداذیتت هم بکنه،ولی هیچ وقت...

مــــــــــــــادرزنی که دستانش پینه دارد، گیسوانش در جوانی ...

هیچوقت نفهمیدم که چرا درست همان کسی که فکر می کنیباهمه فرق د...

پارت1:

پارت: 5اسم: رویایی ترسناکساختمون قدیمی ته کوچه نه بارون داشت...

MONSTER

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط