یک باغ پر از غنچه که پرپر کردند

یک باغ پر از غنچه که پرپر کردند
نامردی خود دو صد برابر کردند

در پیش دو چشمان پر از آب رباب
دعوا سر گهواره ی اصغر کردند

#یا_علی_اصغر_رباب
#من_گدای_کوی_تو_ام_ای_طفل_رباب
دیدگاه ها (۱)

آسمان ، آمد زمین تا خون اصغر را بَرَدقطره های سرخ این یاقوت ...

از سـینہ اگر چہ مے ڪشم آه بروحالا ڪہ شدے تشنہ ے این راه بروب...

چنین ڪہ بے قرارے واے بر منسـوار بے مهـارے واے بـر منعلے اڪبر...

این بار طوفانے بہ سوے دشت، عازم بودسہم حسن از ڪربلا، غوغاے #...

░⃟‌‌‎‎‌قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترمیاد بادا ... ان نگار ...

ززخم کهنه پارت ۴۲ پس عدد ثابت رو میبری اونطرف و وقتی معادله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط