{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از جسمم بیرون اومدم و کنارِ خودم نشستم. دست روی صورتم کشی

از جسمم بیرون اومدم و کنارِ خودم نشستم. دست روی صورتم کشیدم و دمِ گوشم به خودم گفتم "طاقت بیار. طاقت بیار."
دستای خودم رو گرفتم و آروم گفتم "این بار یه فکری میکنیم"
آه از این قوانین. آه از این چهارچوب ها. آه و آه و آه.
لعنت به این حرف های کشنده. لعنت بهشون که مثلِ حصارِ محکم دورِ زندگیو می گیرن و نمیذارن پرواز کنیم.
لعنت بهشون.
لعننتنتتتتتتتت
لع..
لعنت.
"لعنت"
...
#تدی
#deep_feeling
دیدگاه ها (۱)

part:2{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part :"16"ویو اتهنوز حقیقت اون روز بر...

آغوشی از جنس خطر پارت هفتم 7

پارت⁴²ویو یونگیصدای آژیر پلیس هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.به جونگ...

.......//برده ی زیبا//.......

KIM V

سانزو آروم رد خون رو دنبال کرد تا رسید به بدن پاره پاره شده....

تیمارستان انسان ها Part 17ویو ماریا:)در اتاقو باز کردم ک کوک...

#پارت26: سرم رو با دستم گرفتم آخ سرم داغون شد.اه این که ارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط