{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من بمان

با من بمان

دازای *

با سردرد از خواب بیدار شدم برای من عادی بود که با سردرد بیدار بشم ولی چیز که عادی نبود موقعیت مکانی ام بود یکی از پاهایم را اکوتاگاوا گرفته بود اون یکی پایم را تاچیهارا 😑 عوضیا انگار گروگان گرفتن و دلیل که هنوز زنده هستن اینکه ..... من تو بغل چویا هستم ......
دازای:اااااااااااا من تو بغل چویام

آتسوشی : توی بغل الهه ی مادر که نیستی اینجوری جیغ می کشی

دازای : اِ بیدار آتسوشی-کون

آتسوشی :🤨 تو این چهار ثانیه که بیدار شدی چجوری کشیدی ؟

دازای : هعی من همیشه میکشم

آتسوشی : چی را ؟

دازای: بار زندگی

آتسوشی : خوب من منظورم تریاک بود🤣.

دازای: مرگ بی مزه

آتسوشی:🤣🤣

یوسانو : آتسوشی چهار دقیقه می خوایم بِکَپیم(بخوابیم) ببند ...........‌آتسوشی؟

آتسوشی: بله

یوسانو: توی خونه ی من چیکار میکنی ؟

آتسوشی : خونه ؟

یوسانو (بلند شد و چشمش را یکم مالید): آره دیگه خونه ی .........اااااااااااا خونم کو اینجا کجاست من کیم اااااااا تو کی هستی (اشاره به کویو که محکم کمرش را گرفته و خوابیده)

آتسوشی: خونه ات تو یوکوهاماست .. اینجا بیابونه.. تو یوسانو هستی ... و ایشون کویو است توی مافیا کویو-سنسه صداش میکنن

دازای: گوشی من کو ؟

آتسوشی: گوشی ها کار نمیکنه .. چرا؟

دازای: می خوام از چت جی پی تی طرز صحیح جدا کردن دو تا آدم از پاهام را بپرسم

آتسوشی : اون را نمیدونم ولی طرز صحیح جدا کردن یک آدم از توی بغل را می دونم (اشاره به چویا)😆

دازای : ایش (برگشت تو بغل چویا و خوابید)

آتسوشی : یوسانو سنسه

یوسانو: جونم

آتسوشی : پاشو بیدارشدن کنیم ببینیم چرا تو بیابونی و چرا موهبتامون کار نمیکنه

یوسانو: موهبتت کار نمیکنه

آتسوشی : مال من موهبت نیست قدرت درونی ام هست مال شما ها کار نمیکنه

یوسانو : oooh

آتسوشی: بله بیبی
دیدگاه ها (۸)

با من بمان یوسانو : الان بیدارشون میکنم اهم اهم ببببببییییید...

واسه پارت بعد ۱۰ کامنت ۱۰ لایک

با من بمان

منی که می دونم یک جای کار میلنگه ولی نمی تونم ثابت کنم

پارت سه _____________________ویو چویا یک هفته بعد نزدیک ۹ رو...

دهکده جادویی بانگو پارت هفت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط