{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از این نفس،از این بی سر پا خسته شدم

من از این نفس،از این بی سر پا خسته شدم
خودم ازدست خودم آه خدا خسته شدم

اینکه هر روز بیایم تو مرا عفو کنی
بروم باز خطا پشت خطا خسته شدم

من از این چشم که جز تو همه را می بیند
از همین کوری و این منظره ها خسته شدم

به همه وعده جبران محبت دادم
جزتو ای خوب... از این رسم وفا خسته شدم

لا اقل کاش دمی شکر گذارت بودم
من از این لال زبانی به خدا خسته شدم

ای که ناگفته همه حاجت ما رادادی
قسمتم کن بروم کرببلا خسته شدم
دیدگاه ها (۱)

من از این  نفس ، از این بی سر پا خسته شدم خودم ازدست خودم آه...

من از این نفس،از این بی سر پا خسته شدمخودم ازدست خودم آه خد...

من از این نفس، از این بی سروپا خسته شدمخودم از دست خودم آه خ...

خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است.خودم و جدّم و جدّ پدرم سو...

خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است.خودم و جدّم و جدّ پدرم سو...

دلیل دارد اگر سر به زیر و غمگینمنمانده باطنی اصلا به ظاهر دی...

یا صاحب الزمان... گرچه در پای ظهور تو بکا کافی نیست روضه و...

نیستم تا مدتی، حتی کنار خویشتنمیروم تا گم شوم در انتظار خویش...

نیستم تا مدتی، حتی کنار خویشتنمیروم تا گم شوم در انتظار خویش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط