باب اسفنجی و پاتریک تو جنگل بودن فقط جعبه غذا و چادر و آب
باب اسفنجی و پاتریک تو جنگل بودن فقط جعبه غذا و چادر و آب دا شتن . باب اسفنجی به پاتریک میگه اتیش درست کن خودش میره چادر و درست کنه میاد میبینه پاتریک جعبه غذا رو اتیش زده بعد به پاتریک میگه خاموشش کن پاتریکم چادر و میندازه رو اتیش و وقتی خاموش نمیشه اب و میریزه روش:-/خنگی تا این حد داریم آیا
- ۵.۰k
- ۱۰ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط