عشق دو طرفه p4
عشق دو طرفه p4
دامیان اندر ذهن:واییی نکنه آنیا جذب این پسره بشههههه وایی یادم نبودم ذهنمو خوندی مگه نه
آنیا ذ:آره😁ولی نگران نباش من از سرای دیگه خوشم نمیاد فقط بابایی جاسوس توی فیلم مرده علاقم که پسره و تو اما 99 تا پسر ریخته دورو برم
دامیان یکم سرخ میشه ذ:اوهه چادر پسر جذب تو میشه😂ولی مراقب باش که هو*ل نیاد پیشت
آنیا ذ:نبابا بیاد ترو صدا میکنم بیای😂
دامیان ذ: باش🤣
خ
سنسی:خوب جاها کمه خانم آنیا شما پیش آنیا و بکی بشینید و آقای دایان امم شما پیش دامیان و امیل بشینید
اونا: چشم
زنگ تفریح
بکی:بچه ها بیاین راز هامونو بگیم😈
آلیس:من هستم
آنیا: هههههههههههههه
ولی کا از کار گذشته بود 🤪
بکی:عشقتون کیه آنیا باید راستشو بگی
آنیا:بچه ها فقط راز کسی نفهمهههه بکی و آلیس:من سر تکون دادن و واقعا به کسی نمیگن آنیاادامه داد:دامیان
بکی:آخخخخخ جون میدونستم
آلیس:من اندر ذهن:خوبه مامایو بابایی هنوز همودوست دارن ولی باید حواسم بهشون باشه
آنیا:وات بابایی و مامانی
آلیس:من:گند زدم مامانی ذهن خوان بود مامانی بعدا میگم
طرف پسرا
همون قضیه برا پسرا اتفاق افتاد و چون امیل و بکی نقشه کشیده بودن😈چه خوب نویسنده باشم ها ها هاه
زنگ خورد رفتن کلاس رفتن خونه
آنیا:سلام آنیا اومد ولی راننده شخصی دیر رسوند 😒
یور:.............
دامیان اندر ذهن:واییی نکنه آنیا جذب این پسره بشههههه وایی یادم نبودم ذهنمو خوندی مگه نه
آنیا ذ:آره😁ولی نگران نباش من از سرای دیگه خوشم نمیاد فقط بابایی جاسوس توی فیلم مرده علاقم که پسره و تو اما 99 تا پسر ریخته دورو برم
دامیان یکم سرخ میشه ذ:اوهه چادر پسر جذب تو میشه😂ولی مراقب باش که هو*ل نیاد پیشت
آنیا ذ:نبابا بیاد ترو صدا میکنم بیای😂
دامیان ذ: باش🤣
خ
سنسی:خوب جاها کمه خانم آنیا شما پیش آنیا و بکی بشینید و آقای دایان امم شما پیش دامیان و امیل بشینید
اونا: چشم
زنگ تفریح
بکی:بچه ها بیاین راز هامونو بگیم😈
آلیس:من هستم
آنیا: هههههههههههههه
ولی کا از کار گذشته بود 🤪
بکی:عشقتون کیه آنیا باید راستشو بگی
آنیا:بچه ها فقط راز کسی نفهمهههه بکی و آلیس:من سر تکون دادن و واقعا به کسی نمیگن آنیاادامه داد:دامیان
بکی:آخخخخخ جون میدونستم
آلیس:من اندر ذهن:خوبه مامایو بابایی هنوز همودوست دارن ولی باید حواسم بهشون باشه
آنیا:وات بابایی و مامانی
آلیس:من:گند زدم مامانی ذهن خوان بود مامانی بعدا میگم
طرف پسرا
همون قضیه برا پسرا اتفاق افتاد و چون امیل و بکی نقشه کشیده بودن😈چه خوب نویسنده باشم ها ها هاه
زنگ خورد رفتن کلاس رفتن خونه
آنیا:سلام آنیا اومد ولی راننده شخصی دیر رسوند 😒
یور:.............
- ۵۴
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط