بگذارکه هر لحظه گرفتار تو باشم
بگذارکه هر لحظه گرفتار تو باشم
چون قالی پر بسته به تندار تو باشم
لبخند تو از جنس عسلهای شمال است
بگذار که زنبور عطش دار تو باشم
با حکم دخیلی که به چشمان تو بستم
عشق است که هر آینه بیمار تو باشم
گیرم که به فتوای نگاهت نپذیری
چون تشنه سر سفره ی افطار تو باشم
سخت است که در پای تو از پای بیفتم
بگذار که من محرم اسرار تو باشم
؟؟
چون قالی پر بسته به تندار تو باشم
لبخند تو از جنس عسلهای شمال است
بگذار که زنبور عطش دار تو باشم
با حکم دخیلی که به چشمان تو بستم
عشق است که هر آینه بیمار تو باشم
گیرم که به فتوای نگاهت نپذیری
چون تشنه سر سفره ی افطار تو باشم
سخت است که در پای تو از پای بیفتم
بگذار که من محرم اسرار تو باشم
؟؟
- ۶۱۵
- ۱۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط