{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم چرا...

نمیدانم چرا...

اما برایت سخت دلتنــــــــــــــــگم ،

در این مسلک که
صورت های بی احساس...

بسوی قلب های ساده میتازند ،
من اینجا...

در صف مرگ شقایق ها...

برای رنگ چشمان
تـــــــ
دیدگاه ها (۳)

خســته ام از تظاهــــر به ایستادگـــی ...از پنهـــان کـردن ز...

ای پریزاده و افسانه تو را گم کردمآشنایِ من و بیگانه تو را گم...

بگذارکه هر لحظه گرفتار تو باشم چون قالی پر بسته به تندار تو ...

من چیز زیادی از دست نمیدهم با رفتنت !.کمی دلم می شکند ، شبه...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

سادیسم دارم...😈بخونین و حرص بخورین😈*****پارت ۱۵: بیداری در س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط