{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفس تنگےگرفته اند روزهایم

نفس تنگےگرفته اند روزهایم
هیچ دارویےهم انگار اثر نمےکند
بر حالشان
هرچند که داروها را
من بےتجویزِ دکتر
به خوردشان مےدهم
با دستِ من بمیرند بهتر است
تا به دستِ روزگار
آخر به هیچ کجاےروزگار بر نمےخورد
و این براے منےکه
به حدِ کافےسردےو
بے تفاوتے دیده ام
سخت که هیچ ؛
درد است . .
راستش را اگر بگویم
گاهے عجیب نا امید مے شوم
مثلِ امروز مثلِ فردا
اصلا مثلِ تمامِ این روزهایےکه
دارد مے آید و
به راحتے رفتنِ آدمها
مے رود
خدا جان تو نشنیده بگیر
گاهےجسارت مےکنم
و یاوه گویے مےکنم
مے دانےکه آدم است
کاسه کوزه ها را گاهےباید
بر سرِ امید بشکند
بلکه کسے این حوالے به خودش بیاید
-چقدر کار دارم
فردا باید باز هم
لبخندم را روے صورتم بنشانم
خودم را مرتب کنم
و به اهالے این روزها
بگویم
لبخند بزن جانم ...
دنیا آنقدرها هم
بد نیست!
دیدگاه ها (۱)

از روزےکه براےدیدن هم هماهنگ میشیم ، تا لحظه اےکه اون شب با ...

شازده کوچولو پرسید:با غم از دست دادنش چطور کنار بیام؟روباه ج...

هیچ چیز از خدا پنهان نمےماند هیچگاهاز همان روز که تو آمدےاز ...

.من به خودم تمامت را قول داده بودم ..گفته بودم سهم من خواهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط