{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا من هــــندسه یک روز جمعه را

حالا من هــــندسه یک روز جمعه را
در مساحت هاشور خورده نبودنت خوب می فهمم
وقتی در ابعاد یک پنجره
که به زور باران پائیزی هم دلش وا نمی شــــــود......
مدام بی کسی های دو مجـــــهولی ام را
حســـــاب می کنم..
آنــــــقدر در تنهایی خــــودم را احــــتکار کــــرده ام کــــه
قبل آنکه بی انــــصاف خطاب شـــوم، بــــی مـــــعرفـــت حســــاب مـــی شــــوم..
مــــوریانــــه هــــای دفتر شعــــــرم که
از خیانت باز گردند، مـو به مـو خواهــــند گفت که
فاسد شد، بس که پایش را
یک قدم از کابـــوس هایــش آنطــــرف نگـــــذاشــت..

آنقدر خــــودم را
احتـــکار کـــرده ام که پوســــیده باشـــم.....
دســـــت از تقاضا بردار.. مــــــن مدت هاســــت کـــه
جـــــز یک دل تــــار عنکبوت بــــسته
چیـــــزی بــــرای عــــــرضه در بـــساطم نیســــت...
دیدگاه ها (۳)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁷من آزادم و برای همین است که گمگشته‌امفرانتس ک...

آنقدر خود را احتکار کرده ام که پوسیده ام...دست از تقاضا بردا...

حمید رضا اکبری

سر صبحانه حسابی دمقم و هر لحظه ممکن است بزنم زیر گریه.اولین ...

اتاق ۲۱۹! اینجا جایی بود که سرنوشت مرا رقم می‌زد. این اتاق ۳...

لطفا بخونید.ممنون 3- حکمت و انگیزه های پوشش خواهرم پرسیده ای...

کسی به فکر گلها نیستکسی به فکرماهیها نیستکسی نمیخواهدباور کن...

عاقبت شوم قاتلان حضرت امام حسین (ع) و یارانشان:

تقدیمتون🌹دهه شصتی ها و دهه هفتادی ها😘اگر شعر مرا خواندی! و ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط