جیمین شوگا
جیمین _شوگا#
جونگ کوک ☆ تهیونگ♡
ویو تهیونگ
اروز کلی برنامه ریزی کردیم که فردا بریم چند تا بار اصلحه رو بگیریم......
مشغول حرف زدم بودیم که اجوما گفت ✓اقا من با اجازه شما مرخص میشم
♡باشه برو
اجوما رفتو بعد ۵وقیقه برگشت......
♡چیشد اجوما؟
اجوما خیس خیس نفس زنان.....
✓پسرم باران و تگرگ میومد...
رفت تو گوشیش و نگاه کرد......
✓پسرم تو اخبار نوشته به خاطر سیل
اجازه تردد هیچ ماشینی امشب داخل جاده و خیابان ها وجود ندارد.......
♡خب اجوما چجوری الان میخای بری خونه؟
✓پسرم خونه من بغل عمارت و پیاده میرم چون دخترم تنهاس.....
♡باش خداحافظ
✓خداحافظ
_خب الان چطور میخایید برید
☆نمیدونم؟
♡خب مشکلی نیست که....
امشب کنار ما باشید فردا هم بعد معموریت همه میریم عمارت خودمون
منم بایید برم عمارت جیمین.... چون کار داریم....
☆خب... پس باشه
_تهیونگ همه رو مرخص کردی؟
♡اره
_پس من میرم.............
خماری........ 🛐🛐🫂
جونگ کوک ☆ تهیونگ♡
ویو تهیونگ
اروز کلی برنامه ریزی کردیم که فردا بریم چند تا بار اصلحه رو بگیریم......
مشغول حرف زدم بودیم که اجوما گفت ✓اقا من با اجازه شما مرخص میشم
♡باشه برو
اجوما رفتو بعد ۵وقیقه برگشت......
♡چیشد اجوما؟
اجوما خیس خیس نفس زنان.....
✓پسرم باران و تگرگ میومد...
رفت تو گوشیش و نگاه کرد......
✓پسرم تو اخبار نوشته به خاطر سیل
اجازه تردد هیچ ماشینی امشب داخل جاده و خیابان ها وجود ندارد.......
♡خب اجوما چجوری الان میخای بری خونه؟
✓پسرم خونه من بغل عمارت و پیاده میرم چون دخترم تنهاس.....
♡باش خداحافظ
✓خداحافظ
_خب الان چطور میخایید برید
☆نمیدونم؟
♡خب مشکلی نیست که....
امشب کنار ما باشید فردا هم بعد معموریت همه میریم عمارت خودمون
منم بایید برم عمارت جیمین.... چون کار داریم....
☆خب... پس باشه
_تهیونگ همه رو مرخص کردی؟
♡اره
_پس من میرم.............
خماری........ 🛐🛐🫂
- ۶۲۱
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط