{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من حسین خرازی در خدمت شما هستم! ؛

من حسین خرازی در خدمت شما هستم! ؛

به دفتر فرماندهی لشکر مراجعه نمودیم به اطاقی هدایت شدیم و از افراد حاضر در آن اطاق سراغ فرمانده لشکر را گرفتیم و درهمین حین اذان ظهر از بلندگوی مقر لشکر پخش شد، آن فرد حاضر گفت برویم نماز اول وقت را بخوانیم آنگاه فرمانده با شما صحبت خواهد کرد.

به اتفاق شخص مورد نظر به مسجد رفتیم و نماز مان را با جماعت خواندیم و سه نفری به فرماندهی برگشتیم که در مسیر راه بچه های بسیجی احترام خاصی به برادری که با ما بود می کردند به طبع قضیه ما فکر می کردیم چون ما غریبه هستیم به ما احترام میکنند.

پس از برگشت به اطاقی که منتسب به فرماندهی بود رفتیم و پیرمردی که مشغول سفره پهن کردن بود و ناهار را کشیدند و ناهار رابه اتفاق خوردیم .

بعد از آن فرد ناشناس گفت: فرمایش تان را بفرمایید!
عرض کردم با فرمانده لشکر حاج حسین خرازی کارداریم.

تکرار کرد: بفرمایید! باز ما تکرار کردیم با حاج حسین کارداریم و برای سومین بار با لبخند زیبا گفت: من حسین خرازی در خدمت شما هستم!

هدیه به روح شهید حسین خرازی
دیدگاه ها (۱)

مامور سیا و ورقی از کارنامه یک رئیس جمهور ؛مأمور «سیا» می‌نو...

شجاعت در مقام عمل ؛در یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزار...

روایت سفیر انگلیس از یک وقاحت فرهنگی در ایران ؛ آنتونی پارس...

چهار ذکر کوتاه از قرآن به شما آرامش می‌بخشد ؛ امام صادق (ع) ...

KIM V

KIM V

فرماندهی لشکر، کم جایگاهی نیست. چند هزار نیرو تحت امر یک فرم...

اون چیزی که دل من رو میسوزنه اینه که تا بودش میپرسیدم حسین ج...

شهید حاج حسین خرازی

با غیظ نگاهش کردم و گفتم :" اخوی ! به کارت برس "گفت :" مگه غ...

#سردار_شهید_حاج_حسین_خرازی💢 شهادت پس از 30 بار جراحتقسمتی از...

بسم رب الشهداء...خاطرات سردار شهیدحاج حسین بادپا... قسمت ششم...

بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـدیقیــن بمناس...

بسم الله الرحمن الرحیمبسم رب الشهدا والصدیقین‌خنده ات ، طرح ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط