دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی است

دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی است

تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست



قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست



گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم، کافیست



من همین قدر که با حال و هوایت-گهگاه-

برگی از باغچه ی شعر بچینم، کافیست



فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز

که همین شوق مرا، خوبترینم ! کافیست

محمد علی بهمنی
دیدگاه ها (۲)

شبو خوب می شناسمشمن و شبقصه داریم واسه هممن و شب پشت سر روز ...

احمدشاملو:شنیده بودم قلب هرکس به اندازه ی مشت گره کرده اش اس...

ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﺪﻫﻲ؟ ﺑﺮﺍﻱﮔﻔﺘﻦ !ﭼﻴﺰﻱ ﻧﺪﺍﺭﻡ ... ﺍﻣ...

آسمان حال تو وحال دلم یک جور است !!تو چرا تیره شدی؟نکند تنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط