{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت

قسمت 2
صدای قلب شکستم

پایان فلش بک
صدای در منو از تو گذشته بیرون کشید رفتم درو باز کردم
یونا : بدو دیگه بدو دیر شد
بای بریم دانشگاه الا ن استاد رامون نمی ده ها
-وای دیونم کردی یو یو(یونا)
یونا ؛شصت بار گفتم اسممو صاف صدا کن
تو گوشت نمی ره
اصلا زبون آدمی زاد می فهمی
-چرا می فهمم ولی نمی دونم تو کدوم زبون بسته ای هستی
(خودمو نگه داشتم تا به قیافش نخندم بعد اون اتفاق دیگه نمی خندم)
یونا : سوزی سه سال گذشت بسه دیگه هزار تا پسر آرزو دادن تو فقط یه نیم نگا ه بهشون بندازی
-همو ن یدونش واسم بس بود
همشون یه شکلا دل که ندارن کاروانسراس
یونا :من درکت می کنم اما،،،،،
-تو منو درک نمی کنی تو حتی عاشفم نشدی پس چجور می خوای درکم کنی
یونا:پس خواهشا بهش فکر نکن
-خیلی وقته که نه به اون به هیچ پسر دیگه ای فکر نمی کنم
یونا:بریم
(راه افتادیم سمت دانشگاه )

❤مارک❤
خیلی وقته که اخلاقیات واقعی جیونو شناختم
گاهی وقتا سر درگم میشم
که ارزششو داشت که دل یه دختر به اون معصومی بشکنم
حالا که به سوزی فکر می کنم هنوزم دوسش دارم واسه یه احساس زود گذر ولش کردم
جیونم دیگه از دست نمی دم چوت به خاطرش
عزیزترین چیزموا ز دست دادم


(رسیدم در خونه ای جی بی اینا)
زنگو زدم منتظر شدم بیاد
جی بی:سلام مارک چته باز کشتیات غرق شدن

یادش بخیر وقتی سوزی بود انقدر جمعمون ساکت نبود آسایش نداشتیم
جی بی جلوی دهنشو گرفت
:اوه ببخشید پاک یادم رفت شما به هم زدید
مارک : مهم نیس
ولی راست می گی جمعمون انقدر سرد نبود
گرم حرف زدن بودیم که یه چیزی خورد به هم
سرشو اورد بالا
نگاهامون به هم گره خورد
نه امکان نداره اون اون -------
دیدگاه ها (۹)

کریستال

کریستال

خودم نوشتمش)*این یه رمانه خودم شخصیت های رمانو خیلی دوست دار...

جکسون این چه کاریه می کنی اخه بوسم زوری خوبه لباش نخورد بهش

دیدمت...؟! p1

part.24.(عکس لینا رو گذاشتم)گفت..بلاخره پیدات کردم عزیزم..-....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط