{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دفتر سرنوشتما

دفتر سرنوشتما

*My Destiny *


قسمت ۳

سارینا چند دقیقه فقط به دفتر نگاه می‌کرد.

دلش می‌گفت بازش نکن.

کنجکاوی می‌گفت فقط یک نگاه...

روی جلد نوشته شده بود:

«اگر این دفتر را پیدا کردی...

لطفاً تا صفحه آخر نرو.»

- یعنی چی...؟

آرام صفحه اول را باز کرد.

چند طراحی از خیابان...

درخت...

باران...

و آدم‌های ناشناس.

همه‌شان فوق‌العاده زیبا بودند.

لایک کن خوشگله .
دیدگاه ها (۰)

تصویر قسمت سوم

دفتر سرنوشتما*My Destiny *پسری با هودی قسمت ۴وقتی چند صفحه ج...

شخصیت ها

دفتردفتر سرنوشتما*My Destiny *پسری با هودی مشکی...هدفون در گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط