{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملا از مسیری میگذشت به جمعی رسید.گفت:چه می کنید.گفتند:ما

ملا از مسیری میگذشت به جمعی رسید.گفت:چه می کنید.گفتند:ما میخواهیم این 10 گردو را بین خودمان تقسیم کنیم اما نمی توانیم.آیا تو میتوانی آنرا بین ما تقسیم کنی؟
ملا گفت:آری؛حال به عدالت تقسیم کنم یا خدایی؟
گفتند:خدایی تقسیم کن
ملا:6 گردو برای خود برداشت؛به یکی3 گردو داد؛به یکی 1 گردو ؛ و یک پس گردنی هم به سومی زد.
گفتند:ملا چه میکنی؟ ملا گفت:خودتان گفتید خدایی تقسیم کن.خدا به یکی زیاد داده؛به یکی کم؛به یکی هم هیچی که نداده تو سرش هم زده
دیدگاه ها (۱)

اگه روزای سختم تموم بشه روزای خوبه خیلیارو خراب میکنم

پولیش و براق کردن اسلحه

منتخب روز از کتاب درس خداوند متعال برای ......

نام: قرارداد نفرتPart:¹⁵بعد از تمیز کردن آشپزخونه، همه آماده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط