ستاره و ماه
۲ ستاره و ۳ ماه
پارت ۱۱
داشتن شروع میکردن که دامیان و دمیتریوس داشتن اونجا قدم میزدن
(هردوشون تا عشقاشون رو دیدن مثل میگ میگ دویدن😂🤣)
*دامیان چسب زخم رو آورده بود انیا نبودش و فکر کرده بود خوب شده و رفته جایی برای همین خودش رفته بود که با دمیتریوس قدم بزنه*
دیدن که اون دوتا چا*قو دستشونه و کلی دعوا بزن بزنی کردن دمیتریوس با اونکه میخواست آیسا رو بزنه دامیانم با اونی که میخواست آنیا رو بزنه
(مثل همون که تو فیلما پسرا سر یه دختر دعوا میکنن یقه همو میگیرن😂)
دمیتریوس: به چه جرعتی میخوای دوست دختر منو بزنی؟
و بعد دوباره اون چهار تا دعوا کردن*دامیان و دمیتریوس و اون دوتا نوچه*
(و بعد که دعوا تموم شد اون دوتا با گریه زاری رفتن چادرشون🤣)لب دمیتریوسم خون اومده بود دامیانم کمی پیشونیش زخم شده بود
اون دوتا هنوز رو درخت بودن
دامیان و دمیتریوس: شما حالتون خوبه؟
آنیا و آیسا در اصل خودتون حالتون خوبه😂؟
دامیان راستی اصلا یادمون رفت چسبتون رو باز کنیم
*دمیتریوس مال آیسا و دامیانم مال انیا رو باز کرد*
آیسا به دمیتریوس:حالا باید توضیح بدی
دمیتریوس: چیو؟
آیسا:اینکه گفتی دوست دختره من(نیمه داد)
دمیتریوس:خب..آم..برای این گفتم که دفعه بعدی بترسه آسیبی بهتون نزنه
آیسا خب باشه
ویو آنیا و دامیان(البته که بیش همن این چهار تا)
دامیان با نگرانی: حالت خوبه کله صورتی؟چیزیت نشد که خوبی
آنیا: نه من خوبم
دامیان: اه همش تقصیر منه اگه زود تر چسب زخمو میاوردم اینجوری نمیشد
آنیا: نه پسر دوم تقصیر تو نیست (و بعد اونجوری که سر یور رو ناز که سر دامیان رو ناز کرد)
دامیان🍅🍅🍅:اه ما بریم تو چادر دیگه ولی قبلش باید قضیه رو به همدرسون بگم تا اون ۳ تارو اخراج کنه😠
*خلاصه که نوچه های جولیا اخراج شدن ولی جولیا با رشوه دادن به اون مرد چاقه فقط ۳ تونیتروس گرفت*
بچه ها اسلاید ۲ و ۳ استایل انیا و آیسا تو اردو💚
پارت ۱۱
داشتن شروع میکردن که دامیان و دمیتریوس داشتن اونجا قدم میزدن
(هردوشون تا عشقاشون رو دیدن مثل میگ میگ دویدن😂🤣)
*دامیان چسب زخم رو آورده بود انیا نبودش و فکر کرده بود خوب شده و رفته جایی برای همین خودش رفته بود که با دمیتریوس قدم بزنه*
دیدن که اون دوتا چا*قو دستشونه و کلی دعوا بزن بزنی کردن دمیتریوس با اونکه میخواست آیسا رو بزنه دامیانم با اونی که میخواست آنیا رو بزنه
(مثل همون که تو فیلما پسرا سر یه دختر دعوا میکنن یقه همو میگیرن😂)
دمیتریوس: به چه جرعتی میخوای دوست دختر منو بزنی؟
و بعد دوباره اون چهار تا دعوا کردن*دامیان و دمیتریوس و اون دوتا نوچه*
(و بعد که دعوا تموم شد اون دوتا با گریه زاری رفتن چادرشون🤣)لب دمیتریوسم خون اومده بود دامیانم کمی پیشونیش زخم شده بود
اون دوتا هنوز رو درخت بودن
دامیان و دمیتریوس: شما حالتون خوبه؟
آنیا و آیسا در اصل خودتون حالتون خوبه😂؟
دامیان راستی اصلا یادمون رفت چسبتون رو باز کنیم
*دمیتریوس مال آیسا و دامیانم مال انیا رو باز کرد*
آیسا به دمیتریوس:حالا باید توضیح بدی
دمیتریوس: چیو؟
آیسا:اینکه گفتی دوست دختره من(نیمه داد)
دمیتریوس:خب..آم..برای این گفتم که دفعه بعدی بترسه آسیبی بهتون نزنه
آیسا خب باشه
ویو آنیا و دامیان(البته که بیش همن این چهار تا)
دامیان با نگرانی: حالت خوبه کله صورتی؟چیزیت نشد که خوبی
آنیا: نه من خوبم
دامیان: اه همش تقصیر منه اگه زود تر چسب زخمو میاوردم اینجوری نمیشد
آنیا: نه پسر دوم تقصیر تو نیست (و بعد اونجوری که سر یور رو ناز که سر دامیان رو ناز کرد)
دامیان🍅🍅🍅:اه ما بریم تو چادر دیگه ولی قبلش باید قضیه رو به همدرسون بگم تا اون ۳ تارو اخراج کنه😠
*خلاصه که نوچه های جولیا اخراج شدن ولی جولیا با رشوه دادن به اون مرد چاقه فقط ۳ تونیتروس گرفت*
بچه ها اسلاید ۲ و ۳ استایل انیا و آیسا تو اردو💚
- ۱۸۸
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط