ستاره و ماه
۲ ستاره و ۳ ماه
پارت۹
هندرسون: خوب بچه ها رسیدیم دوستاتون رو از خواب بیدار کنید
بکی آیسا آنیا بیدار شین
آیسا بیدار شد و وقتی خودشو تو اون وضعیت دید داد زد: هی برو اونور
و بعد پیاد شدن
هندرسون: خوب بچه ها به دلیل کمبود چادر به هر ۳ گروه ۱ چادر بزرگ میدم که ۳ اتاق داره بچه ها این گروه بندی ها فقط برای چادر هستن و تحقیق های علمی فقط گروه های دو نفره هست
گروه اول:آنیا فورجر دامیان دزموند آیسا فورجر دمیتریوس دزموند بکی بلک بل و اوین
گروه دوم....
گروه اول وارد چادر شدن
هندرسون خب بچه ها برای هر گروه ۲ نفره یه اتاق جدا توی چادر در نظر میگیریم
*هندرسون رفت*
آیسا ما این اتاق
بکی:ماهم این یکی
آنیا:ماهم آخری
دمیتریوس و دامیان و اوین با هم کی گفته شما ۳ تا تصمیم بگیرین؟(نیمه داد)
آیسا و آنیا بکی: اگه ناراضی برو
*و بعد این ۳ تا رفتن بیرون از چادر
آیسا: اه چه همگروهی های مزخرفی داریم
بکی:موافقم
آنیا (درحال خوردن بادوم زمینی)بدک نیست
اون ۳ تا اسکل اومدن:معذرت میخوایم
*و بعد رفتن تحقیق رو انجام بدن*
هندرسون بچه ها اردو ۳ روزه هست
ویو آیسا و دمیتریوس
دمیتریوس: تو عکس بگیر برای تحقیق، منم اطلاعات جمع میکنم و به گیاها نگاهی میندازم
آیسا:چشم رییس(تیکه میندازه😂)
دمیتریوس: هی
آیسا:چیزی شده رییس؟
دمیتریوس: بس کن
آیسا باشه بابا
ویو آنیا و دامیان
آنیا: خب پس تو بگو من مینویسم
دامیان باشه
*یه پروانه رد شد*
آنیا دوید[این برای تحقیق عالی میشه]
وبعد پاش به یه تیکه چوب روی زمین گیر کرد و داشت میوفتاد که دامیان گرفتش
دامیان🍅🍅🍅[حالا که از نزدیک میبینم چقدر زیباس]
آنیا✨️[هومم من از نظرش خوشگلم؟]
دامیان هی صورتی حواستو جمع کن حالت خوبه؟🍅
آنیا:آره خوبم فقط پام زخم شده
دامیان آنیا رو پرنسسی بغل کرد و گذاشت توی چادر
بکی اون موقع دزدکی عکس گرفت باز😂🤦🏻♀️
دامیان: تو همینجا بمون برم برات چسب زخم بیارم
آنیا:باشه پسر دوم[از کی تاحالا انقد مهربون شده؟]
پارت۹
هندرسون: خوب بچه ها رسیدیم دوستاتون رو از خواب بیدار کنید
بکی آیسا آنیا بیدار شین
آیسا بیدار شد و وقتی خودشو تو اون وضعیت دید داد زد: هی برو اونور
و بعد پیاد شدن
هندرسون: خوب بچه ها به دلیل کمبود چادر به هر ۳ گروه ۱ چادر بزرگ میدم که ۳ اتاق داره بچه ها این گروه بندی ها فقط برای چادر هستن و تحقیق های علمی فقط گروه های دو نفره هست
گروه اول:آنیا فورجر دامیان دزموند آیسا فورجر دمیتریوس دزموند بکی بلک بل و اوین
گروه دوم....
گروه اول وارد چادر شدن
هندرسون خب بچه ها برای هر گروه ۲ نفره یه اتاق جدا توی چادر در نظر میگیریم
*هندرسون رفت*
آیسا ما این اتاق
بکی:ماهم این یکی
آنیا:ماهم آخری
دمیتریوس و دامیان و اوین با هم کی گفته شما ۳ تا تصمیم بگیرین؟(نیمه داد)
آیسا و آنیا بکی: اگه ناراضی برو
*و بعد این ۳ تا رفتن بیرون از چادر
آیسا: اه چه همگروهی های مزخرفی داریم
بکی:موافقم
آنیا (درحال خوردن بادوم زمینی)بدک نیست
اون ۳ تا اسکل اومدن:معذرت میخوایم
*و بعد رفتن تحقیق رو انجام بدن*
هندرسون بچه ها اردو ۳ روزه هست
ویو آیسا و دمیتریوس
دمیتریوس: تو عکس بگیر برای تحقیق، منم اطلاعات جمع میکنم و به گیاها نگاهی میندازم
آیسا:چشم رییس(تیکه میندازه😂)
دمیتریوس: هی
آیسا:چیزی شده رییس؟
دمیتریوس: بس کن
آیسا باشه بابا
ویو آنیا و دامیان
آنیا: خب پس تو بگو من مینویسم
دامیان باشه
*یه پروانه رد شد*
آنیا دوید[این برای تحقیق عالی میشه]
وبعد پاش به یه تیکه چوب روی زمین گیر کرد و داشت میوفتاد که دامیان گرفتش
دامیان🍅🍅🍅[حالا که از نزدیک میبینم چقدر زیباس]
آنیا✨️[هومم من از نظرش خوشگلم؟]
دامیان هی صورتی حواستو جمع کن حالت خوبه؟🍅
آنیا:آره خوبم فقط پام زخم شده
دامیان آنیا رو پرنسسی بغل کرد و گذاشت توی چادر
بکی اون موقع دزدکی عکس گرفت باز😂🤦🏻♀️
دامیان: تو همینجا بمون برم برات چسب زخم بیارم
آنیا:باشه پسر دوم[از کی تاحالا انقد مهربون شده؟]
- ۳۵۹
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط