میگفت که
میگفت که:
میگفت که:
انگار از زمین کنده شده بودم
توی آسمون نبودم ولی روی زمین هم نبودم
از نظر روحی یه بی وزنی خاصی داشتم
اون لحظه انگار از چیزی نمیترسیدم
انگار یه کوه رو به آغوش کشیده بودم
بغلش آرامش محض بود
آرامش محض
توی بغلش که بودم به چیزی فکر نمیکردم
بعد از اون هم به چیزی فکر نمیکنم
به جز همون «چند لحظهی توی بغلش بودن»
- آرامش چیزی بیشتر از اینه که چند ثانیه به چیزی فکر نکنی؟🫂🥲
میگفت که:
انگار از زمین کنده شده بودم
توی آسمون نبودم ولی روی زمین هم نبودم
از نظر روحی یه بی وزنی خاصی داشتم
اون لحظه انگار از چیزی نمیترسیدم
انگار یه کوه رو به آغوش کشیده بودم
بغلش آرامش محض بود
آرامش محض
توی بغلش که بودم به چیزی فکر نمیکردم
بعد از اون هم به چیزی فکر نمیکنم
به جز همون «چند لحظهی توی بغلش بودن»
- آرامش چیزی بیشتر از اینه که چند ثانیه به چیزی فکر نکنی؟🫂🥲
- ۳.۴k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط