{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگفت که:

میگفت که:
میگفت که:
انگار از زمین کنده شده بودم
توی آسمون نبودم ولی روی زمین هم نبودم
از نظر روحی یه بی وزنی خاصی داشتم
اون لحظه انگار از چیزی نمی‌ترسیدم
انگار یه کوه رو به آغوش کشیده بودم
بغلش آرامش محض بود
آرامش محض
توی بغلش که بودم به چیزی فکر نمی‌کردم
بعد از اون هم به چیزی فکر نمیکنم
به جز همون «چند لحظه‌ی‌ توی بغلش بودن»


- آرامش چیزی بیشتر از اینه که چند ثانیه به چیزی فکر نکنی؟🫂🥲
دیدگاه ها (۰)

(مــالِ مَنـے ، سَنـدِ "قَلبــِت" بِنـــامَمِہ💌❤️)(مــالِ مَ...

ღ Dear in this world, I only have you ღ

[ دل بَر. ]💗[ دل‌بَر. ]💗[ از من فقط تو مانده‌اي. ]

گفت:عشقوبرام معنی کنگفت:عشقوبرام‌معنی‌کنگفتم:معنی؟گفت:آره‌مع...

بارونوقتی امروز تو حیاط حرمرو به روی گنبد طلانشسته بودم به ح...

*یعنی حتی رنگ آبی هم دیگه منو یادش نمیاره؟یه روزی می‌گفت هرچ...

رمان: خون و عشققسمت اولهان داشت با سرعت راه می‌رفت و همون‌طو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط