My Fateful Destiny
My Fateful Destiny
سرنوشت شوم من
part 4
بعد از حدود یک ساعت به خونه رسیدند
《 عمارت کیم 》 جایی که حتا کوچک ترین حرکات هم قوانین داشتند
به نسبت فضای خونه سنگین بود
نمای بیرونی عمارت با شکوه و پوشیده با رنگ های سفید و کرم بود ..
و نمای دخال عمارت نمای سلطنتی و باشکوهی داشت
از در و دیوار های عمارت میشد فهمید الکی نیست که خانواده کیم ثروت مند ترین خانواده اون کشور هستند ..
بعد از اینکه جونگ کوک کاملا اطراف رو برانداز کرد به سمت خانم کیم رفت و گفت
《 از این به بعد اینجا زندگی میکنم ؟》
خانم کیم با همون لحن مهربان و دلنواز جواب داد
《 اره عزیزم تو دیگه عضوی از خانواده مایی 》
اون شب جونگ کوک از شوق زیاد آروم و قرار نداشت ..
اول کمی داخل عمارت رو گشت و قدم زد ..
بعد هم سعی کرد از خدمتکار ها و بادیگارد ها در مورد اون تونه و خانواده بپرسه
و بعد متوجه شد یه سری قوانین هست که همهی اهالی خونه باید رعایت کنن
خدمتکار برگه ای نوشته شده از قوانین رو در اختیار جونگ کوک گذاشت
قانون به این شرح بود
قانون شماره ¹ = حرف زدن روی حرف آقای کیم ممنوع
قانون شماره ² = هیچ کس بغیر از خانم کیم اجازه ورود به اتاق کار و شخصی آقای کیم رو ندارد
قانون شماره ³ = بعد از ساعت ۸ شب بیرون رفتن ممنوع هست
قانون شماره ⁴ = هر کاری سر تایم مشخصی انجام میشه ( مثل غذا خوردن خوابیدن و ...)
قانون شماره ⁵ = غیر رسمی حرف زدن با آقای کیم ممنوع
قانون شماره ⁶ = همه ی خاسته های پسر بزرگ وارث خاندان کیم 《 کیم تهیونگ 》باید برآورده شود
قانون شماره ⁷ = رفتن در رابطه با سن کمتر از ۲۰ سال ممنوع
قانون شماره ⁸= هر یک از اعضای خانواده باید همیشه یک اسلحه همراه خود داشته باشند
( رد شدن از هر یک از این قوانین جریمه و مجازات سنگینی به همراه دارد )
جریمه میتوان زندانی شدن در اتاق زیر زمین به مدت یک هفته بدون آب و غذا باشد
یا خوردن ۱۰۰ ضربه شلاق
شرط پارت بعد
۲۰ لایک
۱۰ کامنت
سرنوشت شوم من
part 4
بعد از حدود یک ساعت به خونه رسیدند
《 عمارت کیم 》 جایی که حتا کوچک ترین حرکات هم قوانین داشتند
به نسبت فضای خونه سنگین بود
نمای بیرونی عمارت با شکوه و پوشیده با رنگ های سفید و کرم بود ..
و نمای دخال عمارت نمای سلطنتی و باشکوهی داشت
از در و دیوار های عمارت میشد فهمید الکی نیست که خانواده کیم ثروت مند ترین خانواده اون کشور هستند ..
بعد از اینکه جونگ کوک کاملا اطراف رو برانداز کرد به سمت خانم کیم رفت و گفت
《 از این به بعد اینجا زندگی میکنم ؟》
خانم کیم با همون لحن مهربان و دلنواز جواب داد
《 اره عزیزم تو دیگه عضوی از خانواده مایی 》
اون شب جونگ کوک از شوق زیاد آروم و قرار نداشت ..
اول کمی داخل عمارت رو گشت و قدم زد ..
بعد هم سعی کرد از خدمتکار ها و بادیگارد ها در مورد اون تونه و خانواده بپرسه
و بعد متوجه شد یه سری قوانین هست که همهی اهالی خونه باید رعایت کنن
خدمتکار برگه ای نوشته شده از قوانین رو در اختیار جونگ کوک گذاشت
قانون به این شرح بود
قانون شماره ¹ = حرف زدن روی حرف آقای کیم ممنوع
قانون شماره ² = هیچ کس بغیر از خانم کیم اجازه ورود به اتاق کار و شخصی آقای کیم رو ندارد
قانون شماره ³ = بعد از ساعت ۸ شب بیرون رفتن ممنوع هست
قانون شماره ⁴ = هر کاری سر تایم مشخصی انجام میشه ( مثل غذا خوردن خوابیدن و ...)
قانون شماره ⁵ = غیر رسمی حرف زدن با آقای کیم ممنوع
قانون شماره ⁶ = همه ی خاسته های پسر بزرگ وارث خاندان کیم 《 کیم تهیونگ 》باید برآورده شود
قانون شماره ⁷ = رفتن در رابطه با سن کمتر از ۲۰ سال ممنوع
قانون شماره ⁸= هر یک از اعضای خانواده باید همیشه یک اسلحه همراه خود داشته باشند
( رد شدن از هر یک از این قوانین جریمه و مجازات سنگینی به همراه دارد )
جریمه میتوان زندانی شدن در اتاق زیر زمین به مدت یک هفته بدون آب و غذا باشد
یا خوردن ۱۰۰ ضربه شلاق
شرط پارت بعد
۲۰ لایک
۱۰ کامنت
- ۱۵۷
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط