{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتما بخونید قشنگه

حتما بخونید قشنگه...

فرشتگان در حال خواندن اسامی جهنمیان بودند.
که ناگهان نامش خوانده شد...

"چگونه می توانند مرا به جهنم ببرند؟
دو فرشته او را گرفتند و به سوی جهنم بردند.
او تمام اعمال خوبی که انجام داده بود، را فریاد می زد...
نیکی به پدرش و مادرش، روزه هایش، نمازهایش، خواندن قرآنش و...

التماس میکرد ولی بی فایده بود.

او را به درون آتش انداختند.

ناگهان دستی بازویش را گرفت و به عقب کشید.
پیرمردی را دید و پرسید:
"کیستی؟"

پیرمرد گفت:
"من نمازهای توام".

مرد گفت:
"چرا اینقدر دیر آمدی؟
چرا در آخرین لحظه مرا نجات دادی؟

پیرمرد گفت:
چون تو همیشه نمازت را در آخرین لحظه میخواندی!
آیا فراموش کرده ای؟

در این لحظه از خواب پرید.
تا صدای اذان را شنید وضو گرفت و به نماز ایستاد.

*نمازت را سر وقت، چنان بخوان که گویا آخرین نمازی است که میخوانی.
دیدگاه ها (۱۴)

قشنگترین جمله ای که خوندم این بود ... پرسیدند:آیا آدم گناهڪ...

خخخخخخخ....

تا حالا دندون پزشکی رفتید ؟اول دکتر چند تا آمپول میزنه تو ل...

وای مادرمحسن تب دارد و در خواب گوید:نزن سیلی ستمگر درد داردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط