{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم.

برگهای آرزوهایم، یکایک زرد می شد،

آفتاب دیدگانم سرد می شد،

آسمان سینه ام پر درد می شد

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد

اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.

وچه چه زیبا بود اگر پاییز بودم،

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم


#پاییز
#چالش
دیدگاه ها (۱)

وجودم پاره ای از شبدلم تنهاترین پاییزبساطم بقچه ی اندوهدلم ت...

طبیعت زیبای پاییز #پاییز #چالش

پاییز برای بعضی ها دل انگیز است و برای بعضی ها غم انگیز…برای...

نفس هایم در تلاطم بی تو بودن با لحظه های فراق آمیخته شدندبار...

تاج سلطنتی (The Royal Crown)

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۴

ناگهان جونگکوک احساس کرد خون در رگ‌هایش یخ بست. نقطه‌ی سبز ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط